ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٢١ - باب صفت نفاق و منافق
غالب است، نامش بلند است و وجهش والا است (وجه: ذات او يا آنكه مقصود، انبياء و حجج او و يا دين او است- از مجلسى (ره) و زيبا و نيكو ساخته، هر چه را آفريده است دو دست جودش گشاده است و وسعت رحمتش همه چيز را فرا گرفته است، امر او عيان است و نورش تابان، بركتش در جريان است و حكمتش فروزان، كتابش پا برجا است و حجّتش پيروز و هويدا! دينش پاك و سلطنتش محكم و تابناك، سخنش حق و برجا و موازينش عادلانه و رسولانش رساننده بودند، بدكردارى را گناه شمرده و گناه را فتنه و فتنه را چركينى و خوش كردارى را رضامندى دانسته و رضامندى را توبه و توبه را پاككننده، پس هر كه توبه كرد، به راه حق رفت و هر كس فتنه انگيخت، گمراه شد مادامى كه به خدا بازگشت و به گناهش اعتراف نكرد، و دليرى نكند برابر خدا مگر هلاكشونده.
خدا را باش خدا را باش، وه چه اندازه باب توبه به درگاهش وسيع است و رحمت مژدگانى و بردباريش بزرگ است، وه چه كيفر و دوزخ جانكاه است و ضربتش سخت است، هر كه به فرمانبرش پيروز گردد و كرامتش به خود جلب كند و هر كه در نافرمانيش در آيد و بال نقمت او چشد و به همين زودى زود پشيمان گردد.
٢- از محمد بن فضيل، گويد: به ابى الحسن (ع) نوشتم و از او مسألهاى پرسيدم، به من در پاسخ نوشت: (١٤٢ سوره نساء):
«راستى منافقان با خدا فريب كارى كنند و او هم با آنها فريب به كار برد و هر گاه به نماز ايستند تنبلى كنند و به مردم خودنمائى سازند و جز اندكى به ياد خدا نباشند^ در اين ميانه آويزانند و نه اينانند و نه از آنانند هر كه را خدا گمراه سازد هرگز راه را براى او در نيابى» نه از كفّارند و نه از مؤمنان