ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٤٣
و دشمنِ ائمه شوند و ديگر معذور نباشند.
و براى مستضعف از نظر مذهب چند معنا اند:
١- اكثر اصحاب گفتهاند: كسى است كه امام را نشناسد و منكر او هم نباشد و نسبت به شخص معينى ولايت نورزد.
٢- مفيد در عزِّيه گفته است: كسى است كه اظهار دوستى با ائمه دارد و نسبت به برائى متوقف است.
٣- ابن ادريس گويد: كسى است كه اختلاف مذاهب را درك نكند و با اهل حق دشمن نيست، و اين معنى موافقتر با اخبار است. از مجلسى (ره)- يعنى به ياد آرم كه به واسطه گناه، خدا ما را هم پايه مستضعفان مىكند با اينكه مخالف مذهبند، يا اينكه من نگرانم كه با مخالفان مستضعف در بهشت همراه باشم، امام فرمود: درجه شما با آنها يكى نيست. از مجلسى (ره)-
«فقتلوا مثل حمزة و جعفر»
شايد ذكر اين مطلب اشعار به اين باشد كه ارتكاب اين عملِ زشت سبب شده كه ايمان در دل آنها ننشيند و توفيق ايمان درست نيابند يا خودِ اين سابقه بد دليل اين است كه ايمان حقيقى ندارند از اين راه كه چون شقاوت و تعصب به جايى رسد كه مانند اين نفوس مقدسه را كشد اگر هم اظهار ايمان كنند به صورت باشد نه به معنى و يا منظور اين است كه اگر در علم الهى لطفى در باره كسى باشد او را نمىگذارد كه مرتكب چنين اعمالى گردد و كسى كه مورد لطف خدا نيست توفيق ايمان درست نيابد چنانچه ما روا نمىداريم كشندههاى پيغمبران و ائمه هدى موفق به توبه حقيقى و ايمان كامل گردند، و گفتهاند: ذكر اين قسم بر سبيل مثل است و اين خبر دلالت دارد كه توبه قاتل حمزه بر وجه يقين پذيرفته نشده و در كتب عامه وارد است كه پيغمبر (ص) توبه او را پذيرفت ولى فرمود: از مدينه بيرون باش كه من نمىتوانم روى كشنده عمويم