ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٧٨
ميان دو پهلوى تو است و تحقيق آن گذشت و مال را به عاريه مانند كرده براى آنكه رنج آرد و بيشتر باشد كه سودى هم از آن نبرند و با مردن به ديگرانش گذارند يعنى شايسته است كه بدان دل ننهى چونان كه دل به عاريه ننهند. از مجلسى (ره)- ظاهر خطاب با تن است و مقصود از نفس جان است.
«و اسع في فكاكها»- يعنى از عذاب آخرت و از آنچه در گرو آن است آن را بكوششِ خود رها كن. از مجلسى (ره)- اين گفتار شب و روز يا به زبان حال است و يا آنكه گفتار از فرشتهاى است كه بدان گماشته است و بسا گفتهاند كه روز و ساعت هم شعور دارند و ادراكى دارند و سخن توانند و آن دور از باور است. از مجلسى (ره)- وجه حصر اين است كه انسان يا دوستى دنيا را از دل بيرون كرده و يا نكرده و آن هم كه نكرده است يا خود را از تحصيلِ آن باز مىدارد يا نه، نخست زاهد است و دوم صابر و سوم راغب.
و حاصل شرح حال زاهد اين است كه دلش وابسته خدا و كار آخرت است نه به دنيا، هر چه از دنيا بيابد بدان شاد نشود و هر چه از آن از دست بدهد بر آن افسوس نخورد زيرا شادى از رسيدن به دوست است و اندوه از جدائىِ آن است و هيچ چيزِ دنيا نزد زاهد دوست داشتنى نيست.
«فهو مستريح» يعنى هم در دنيا آسوده است و هم در آخرت، امّا در دنيا براى آنكه از سختى كسب و تلخى صبر بر جدائىِ آن آسوده است و امّا در آخرت چون از حساب و عقاب بركنار است.
«مروت» آدابى است در روح انسان كه مراعاتشان او را وادار به اخلاق پسنديده و به شيوههاى زيبا. از مجلسى (ره)-
«ان قدرت ان لا تعرف فافعل»
اين دلالت دارد كه گوشهگيرى از معاشرت بهتر است و علماء در آن اختلاف است