ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٤٢
٣- كشى پس از نقل اين خبر گفته است كه: اصحاب زراره مىگويند: از اين سخن برگردى و عقده ايمانِ تو گشوده شود، انتهى.
٤- از اين رأى برگردى و اين قلاده رأى از گردنت گشوده شود.
٥- از دين حق برگردى و اين عهد و بيعت مذهبى از تو منحل گردد.
من گويم، اين خبر ذم بزرگى از زراره را شامل است ولى اصحاب اماميه اين حديث و امثال آن را موجب قدح و ذم او ندانستند زيرا همه جمعيت شيعه اماميه اتفاق دارند بر عدالت و جلالت و فضل وثقه او و اخبار بسيارى هم در فضيلت و مقام بلند او وارد است و حق اين است كه علو مقام اين بزرگان و حسودان بسيار آنان سبب قدح در آن شده و خودِ اين روايت را به واسطه اينكه مرسل است مقدوح دانستهاند و هم به واسطه محمد بن عيسى يقطينى كه گر چه مدح و توثيق دارد ولى ابن طاوس و صدوق و استادش ابن وليد او را ضعيف شمردهاند. از مجلسى (ره)- گفته شده كه كلامِ امام باقر در شرح مستضعف ممكن است تفسير آيه (٩٨ سوره نساء) باشد و ممكن است تأويل آن باشد و همانا در كفر تعبير به حيله كرده و در ايمان به راه براى آنكه كفر راهى و دليلى ندارد و همان حيلهگرى و نيرنگ بدان كشاند (تا آنكه گويد) آنان به واسطه سستى خرد و كمى هوش نه دنبال كفرند و نه در راه تحصيل ايمان و عقيده به حق و به هر چه پيش آيد بگروند. از مجلسى (ره)- و گويا اين اظهار فزع از خشم و انكار بر شيعه بوده است كه راز مذهب را فاش كردند و تقيه نكردند تا همه مردم مذهب شيعه را فهميدند و دوشيزههاى پشت پرده هم مىدانستند و زنان سقاى ميان راه هم كه وارد بحث مذهبى نبودند به اسرار شيعه مطلع شده و براى هم مىگفتند، و اين فاش كردن اسرار باعث زيان بر امام و شيعه بوده و براى هدايت مردم هم سودمند نبوده و سبب شده كه مستضعفان بىطرف ناصبى