ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٦٠
و فاضل و عالم بوده اظهار افتخار به كمال ديگران از نادانى است و خوب گفته است:
|
گر بنازى به پدرهاى شرافتمندت |
راست گوئى تو ولى بد پسرى آوردند |
|
١- آنكه به نژاد تكبر ورزد اگر خود پست باشد از كجا به وصف ديگران جبران پذيرد و به علاوه بايد پدر نزديك خود را شناسد كه نطفه گنديده بوده و جد نخست خود كه خاك تيره است و خدا نژاد او را به وى شناسانده كه فرموده است (٧ سوره سجده): «آنكه زيبا ساخت هر چه را آفريد و آفرينش بشر را از گلِ آغاز كرد و نژادش را از فشرده آب خوار و زبونى بر آورد» كسى كه ريشه از خاك زبونى دارد كه زير لگد است و سپس خمير شده تا چون خره سياه گرديده چگونه بزرگى فروشد؟.
٢- اگر به زيبائى و جمال بنازد بايد بداند كه به كمترين بيمارى و دردى از ميان مىرود و چيزى كه در معرض زوال است به نازيدن نيرزد.
٣- اگر به نيرو و شجاعت بنازد بايد بداند كه آفريننده او از او نيرومندتر است و شير و فيل هم از او نيرومندترند و كمترين درد و بيماريش از پاى درآورد و زبون كند و اگر پشهاى در بينىِ او خلد او را از ميان ببرد و دفعِ او نتواند.
٤- توانگرى و ثروتِ دنيا (كه بىاعتبارىِ آن گذشت).
٥- به يارانِ فراوان و تيره و تبار و نزديكى به پادشاهان و اقتدار از جهتِ آنان و نازيدن به اينها زشتتر است زيرا جدا از خود انسانند و در معرض تلف و زوالند.
٦- به دانش نازند كه اعظم وسائل و اقواى آنها است زيرا كمالى است نفسانى و ارجمند نزد خدا و خلق و اگر عالم تكبر و افتخار كند بايد بداند كه بيشتر به خطر افتد زيرا بسا خدا از خطاى نادان بگذرد و از دانا نگذرد.