ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤١٥ - باب ستونهاى كفر
دشمن دارد و بر خلاف بزرگ اصرار ورزد و هر كه كوردل گردد، ذكر را فراموش كند و پيرو گمان گردد و با آفريننده خود ستيزه جويد و شيطان بر او چيره گردد و بىتوبه و تواضع براى خدا آمرزش خواهد و غفلت نكند از گناه، هر كه غفلت كند، بر خود خيانت كرده و بر پشت در گشته و گمراهى خود را راشد پنداشته و آرزوهايش او را فريب دادهاند و افسوس و پشيمانى يقه او را گرفتهاند هنگامى كه كار از كار گذشته و پرده برداشته شده و آنچه نمىپنداشت براى او رخ داده است، هر كه از فرمان خدا سركشى كند، به شكّ اندر شده و هر كه به شكّ افتد، خدا بر فرازد و به سلطنت خود او را خوار سازد و به جلال خود او را خرد كند چونان كه به پروردگارش كه كريم است فريفته شده و در فرمان حضرت او تقصير روا داشته.
غلوّ بر چهار پره است: تعمّق در رأى، تنازع در رأى و كژ دلى و شقاق، هر كه بسيار خرده بينى كند، به حق نگرايد و جز غرق در امواج فروگيرنده نفزايد، فتنهاى از پيرامونش برنخيزد جز اينكه فتنه ديگرش فرا گيرد و پرده ديانت او بدرد و در كار در هم و گيجكنندهاى فرو افتد. هر كه در رأى، ستيزه كند و طرفيّت نمايد، به حماقت شهره گردد و به خاطر لجبازى دنباله دار، و هر كه كج دل شد، خوبى در نزد او زشت باشد و بدى در چشم او زيبا گردد و هر كه بر امام بر حق بشورد و از جمع مسلمانان كناره گيرد، راه زندگى بر او تيره گردد و كارش در هم شود و در تنگنا افتد و نتواند از آن برآيد زيرا از جز راه مؤمنان پيروى كرده است.
شكّ بر چهار پره است: بر مِريَه و هوى و تردد و