ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٤٣
برادرزاده خود فريفته شدى؟ گفت: آرى، و از روى خشم و حميّت گفت:
اشهد ان لا اله الّا اللَّه و اشهد انّ محمداً رسول اللَّه. و چون به منزلِ خود برگشت پشيمان شد و بامداد خدمت رسولِ خدا (ص) رفت و گفت: اى برادر زاده، آنچه مىگوئى درست است؟ رسول خدا (ص) يك سوره از قرآن برايش خواند و بينا شد و بر اسلام ثابت قدم گرديد و رسول خدا شاد شد و ابو طالب هم به مسلمانىِ او خرسند گرديد و اين قطعه را در اين باره سرود:
|
اى ابا يعلى شكيبائى بكن بر كيش احمد |
در ره ترويج دين ميباش با صبر و مؤيد |
|
|
حفظ كن آن را كه دين آورده از نزد خدا |
از سر صدق و صفا اى حمزه جان كافر مپا |
|
|
شاد گشتم از حقيقت چون كه گفتى مؤمنم |
كن رسول اللَّه را يارى كز آن خرم دلم |
|
|
جار كش اندر قريش اسلامِ خود را كن عيان |
گو كه احمد نيست ساحر در كلام و در بيان |
|
از مجلسى (ره)- راغب گفته: الحاد، يعنى انحراف از حق و آن دو قسم است، انحراف به سوى شرك به خدا مستقيماً كه با ايمان منافات دارد و الحاد به وسيله اسباب بعيده كه با ايمان منافات ندارد ... گفته است:
كبر، حالتى است كه در انسان پديد آيد از خود بينى و انسان خود را بزرگتر از ديگران بيند و سختترين تكبر سرفرازى در برابر خدا است و سرپيچى از پذيرش حقّ بندگى.
و استكبار و بزرگىطلبى بر دو قسم است:
١- اينكه انسان تلاش كند تا بزرگ گردد و اين اگر به موقع و در خور و بجا باشد پسنديده است.
٢- اين است كه بر خود ببالد و از خود نشان دهد آنچه را نبايست،