ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩٩
«هر بدعتى ضلالت است و هر ضلالتى راهش به دوزخ است» و آنچه را هم عمر كرد بدعت بود و حرام زيرا پيغمبر (ص) از جماعت در نافله نهى كرده بود و اين تقسيم براى آنها سودى ندارد (هرگز از آنچه را كه دهر تباه كرده عطّار به نسازد)، شهيد (قده) در قواعد گفته است آنچه پس از پيغمبر (ص) پديدار شده چند قسم است و بدعت در اين ميان آنها بدان تازه درآمدها اطلاق مىشود كه حرام باشد و جز حرام بر چند قسم است:
١- واجب، چون تدوين قرآن و اخبار هر گاه بيم تلف آنها باشد از حافظه مردم زيرا تبليغِ ديانت به آيندهها واجب است به اجماع و آيه و اين وظيفه انجام نشود مگر به حفظِ قرآن و سنت در زمان غيبت امام و اگر امام حاضر و در دسترس باشد او خودش حافظ است و خطرى نيست.
٢- حرام، و آن بدعتى است كه دليل تحريم آن را بگيرد چون تقديم غير امام معصوم بر امام معصوم و غصب مناصب مخصوصه آنان و دست اندازى واليان جور به اموال مسلمانان و منع آنها از مستحق و نبرد با اهل حق و تبعيد آنان و كشتار بر پايه بدگمانى و واداشتن مسلمانان بر بيعت با فاسق و اقامت بر آن و تحريم مخالفت آن، و غسل در مقام مسح و مسح بر غير بشره پا و نوشيدن بسيارى از نوشابههاى مسكر و جماعت در نافله و اذان دوم روز جمعه و حرام كردن متعه حج و متعه زنان و شورش بر امام و دادن ارث به اباعد و منع آن از اقارب و منع خمس از اهل آن و افطار در غير وقت آن و جز آن از بدعتهاى مشهوره و از اين باب است به اجماع فريقين اخذ گمرك و دادن منصب و مقام به ناصالح به بخشش يا وراثت يا از راه ديگر.
٣- مستحب، و آن هر آن عملى است كه ادله استحباب آن را بگيرد چون ساختن مدارس و خان و از اين باب نيست كه شاهان موكب ترساننده براى خود بر گيرند مگر اينكه موجب ترس دشمن اسلام باشد.
٤- مكروه و آن چيزى است كه دليل كراهت شامل آن شود چون