ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٨٢
از مجلسى (ره)- سب، مطلق دشنام است و شامل نسبت به زنا و زنازادگى هم مىشود و اكثر اخبار اين باب هم شامل آن است و در اصطلاح فقهاء دشنام جز نسبت به زنا و زنازادگى است چنانچه بگويد: اى مىخوار، ربا خوار، ملعون، خائن، اى خر، اى سگ، اى خوك، اى فاسق، اى فاجر، و مانند آنها كه متضمن استخفاف و توهين است.
در مصباح گفته: هلكه، چون قصبه به معنى هلاك است و شايد مقصود از آن در اينجا كفر است. از مجلسى (ره)-
«و قتاله كفر»
مقصود كفرى است كه به مرتكبِ كبيره اطلاق شود يا به اعتبار اين است كه آن را حلال شمارد يا با ايمان او بجنگد يا قتال را بطور مجاز كفر ناميده است چون از اسباب كفر است يا مقصود كفر نعمت الفت با مسلمانان است كه خدا ميان آنان الفت انداخته يا انكار حقّ برادرى است. اين حديث دلالت دارد بر اينكه وقتى از مظلوم معذرت خواست و از او گذشت، گناهِ او ساقط شده و بر اثر آن تعزير و حد هم ساقط شود و قاضى را بر او اعتراض نيست زيرا حق آدمى است كه اقامه آن موقوف به مطالبه و تقاضاى او است و با گذشتِ او ساقط مىشود. از مجلسى (ره)-
«اياكم و الطعن»
دلالت دارد كه هر گونه بدگوئى به غير مورد به گوينده بر گردد.
و كفر دشنام گو با اينكه دشنام گناه كبيره هم كه باشد موجب كفر نيست چند وجه دارد:
١- مقصود آن معنى از كفر باشد كه بر مرتكب كبيره اطلاق مىشود در زبان آيات و اخبار.
٢- آنكه ضمير «به» راجع است به گناه يا خطاء كه هر دو مفهوم از سياقند نه اينكه راجع باشد به كفر.