ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٨٠
بهتر شناسد و زمانه و اهلش را با خود مىتواند تطبيق كند و چون بيند كه صلاحش در گوشهگيرى است گوشه گير شود و چون صلاح خود را در معاشرت داند آن را اختيار كند به وضعى كه به نيت و كردارش زيانى نرسد.
و بايد در مردمِ دوران خود هم خوب نگاه كند و براى برادرى و همنشينىِ خود كسانى را در نظر گيرد كه صلاحِ او باشند و سبب تضييع عمرش نباشند چنانچه تحقيق آن در كتاب معاشرت بيايد ان شاء اللَّه و در كتاب عين الحيوة در اين باره بسط سخن داديم، و اللَّه الموفق.
و در موضوع اين خبر روى سخن امام با حفص بن غياث است كه مردى سنى مذهب بوده و از طرف هرون الرشيد منصبِ قضاوت داشته و به دنبال شهرت و نام نزد واليان و خليفههاى ناحق بوده است و به همين جهت از مذهب حق به يك سو شده و گمراهى پيش گرفته است و مناسب حال او و علاج دردش ترك شهرت و اعتزال بوده و امام او را به اين درمانِ مناسبِ حالش رهبرى كرده است.
«واو» در قول امام «وهم» واو حاليه است، و گفته شده است كه واو استيناف است و مقصود از ضمير اصحاب پيغمبر (ص) هستند كه پس از او مرتد نشدند و از على (ع) برنگشتند و اين معنى بعيد است.
«وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا»- در مجمع گفته است كه: يعنى عطا مىكنند آنچه به آنها عطا شده است بمانند زكاة و صدقه، و گفته شده: مقصود همه اعمال بر است و با اين حال دلشان ترسان است. از مجلسى (ره)- مقصود اين است كه در قرآن مجيد احوال بهشت و درجات بهشت و آنچه در آن است وارد است و اوصاف دوزخ و دركات دوزخ و آنچه در آن است وارد است و خدا از همه كس راستگوتر است و هر كه قرآن را باور دارد چون كسى باشد كه آن دو را با هر چه دارند به چشم خود ديده است و هر كه چنين باشد بايد نافرمانى خدا نكند و هر كه