ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦٥
٣- توبه رفوكننده از نصاحت به معنى خياطت زيرا به وسيله آن هر آنچه از پرده ديانت پاره شده دوخت شود و توبه كار را با اولياءِ خدا و دوستانِ او بهم گرد آورد.
٤- توبه توبه كارِ ناصح، يعنى توبهاى كه از روى اندرزگيرى و بر وجه كامل باشد كه تمامِ آثار گناه را از دل ريشه كن كند به وسيله اينكه خود را در بوته رياضت آب كند و تيرگى گناهان را از آن بزدايد و به پرتو حسناتش بيارايد، شيخ طبرسى در تفسير اين آيه از امير المؤمنين (ع) روايت كرده است كه:
توبه، بايد شش چيز را دارا باشد: از گناهان گذشته پشيمانى و براى واجباتى كه از دست رفته جبران و تدارك و نسبت به مظالم و حقوق مردم كه بر عهده دارد رد كند و از طرفهاى خود حلاليت طلبد و عزم كنى كه برنگردى و خود را در طاعتِ خدا لاغر كنى به اندازهاى كه در نافرمانىِ خدا پرورش دادى و به خود بچشانى تلخى طاعتِ خدا را چنانچه به او چشاندى شيرينى گناه را. و سيد رضى هم همين مضمون را در نهج البلاغه از على (ع) نقل كرده است، و يكى از اكابر گفته: در جلا دادنِ آينه تنها قطع نفس و دود سياه بس نيست بلكه بايد آن را صيقل داد و آنچه سياهى بر جرمش نشسته پاك كرد و دل هم بمانند آينه است به مجرد ترك گناه پاك نشود بلكه بايد جرم گناهانِ گذشته را هم كه بر آن نشسته پاك كرد و به نور طاعتش روشن ساخت. اين آيه در باره ربا است و از بيضاوى نقل شده است كه:
يعنى به هر كس پند خدا در باره خوددارى از ربا برسد و او هم از آن دست باز دارد و پيروى از غدقن خدا را بنمايد آنچه ربا پيش از ابلاغ حكم خدا به او گرفته است از آن او است و از او پس گرفته نمىشود و موعظه را به توبه تفسير كرده است يعنى پندپذيرى همان توبه است و در اينجا مصدر به معنى مجهول