ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٩
ديانت و در عقوبت و كيفر و در تأثير به فسادِ نظمِ جهان زيرا بيشتر مفاسدِ جهان چون مخالفتِ پيغمبران و امامان و ترك طاعتِ آنان و شيوعِ گناهان از اين دو خصلت برخاسته است. از مجلسى (ره)- حاصل اين است كه خدا عز و جل ديكتاتورانى كه به خلقِ خدا زور گفتند و چنانچه دلخواهشان بود بدانها حكم روائى كردند و بر آنها ستم نمودند و ترحم نكردند در وضع خوش و كمال شوكت و نيرويشان در هم كوبيد و نابود كرد براى فسادِ آنان و نبايد ستمكار به آسودگى و فراهمىِ اسباب عزتش فريب خورد زيرا همان خدا است كه نيرومند و عزيز است. از مجلسى (ره)- حَسَب، شرافتِ آباء و اجدادى است يعنى بزرگزادگى و بسا به شرافت حاصله از افعال و اخلاقِ خوب اطلاق شود گرچه از پدران نباشد. از مجلسى (ره)- «ليس لأحد» اشاره است به قولِ خدا تعالى (١٣ سوره حجرات): «أيا مردم به راستى ما آفريديم شما را از يك مرد و يك زن و تيره تيره و دسته دسته ساختيم تا يك ديگر را بشناسيد، به راستى گرامىترين شما نزد خداوند پرهيزكارترين شما است». از مجلسى (ره)-
«اما انك عاشرهم في النار»
يعنى پدرانت كافر بودند و در دوزخند چه افتخارى دارند و تو هم مانند آنها كافرى در باطن اگر منافق بوده است و در ظاهر اگر كافر بوده است و هيچ وسيله افتخارى ندارى، و حاصل اين است كه عمده اسباب فخر بلكه معروفترِ آن فخر به پدران است و آن باطل است زيرا اگر كافر و ستمكارند در دوزخند و بايد از آنها بيزار بود و اگر دارا بودند، دارائى كمالى نيست كه مايه افتخار باشد و در بسيارى از اخبار از آن نكوهش شده و اگر كمال هم باشد براى آنها بوده نه او و خردمند به كمالِ ديگران افتخار نورزد، و اگر به واسطه آن بوده كه خيرمند