ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٠٧
و كلمه ناس را در اكثر به كار برده است براى كمى مؤمنان. براى اين باب عنوانى نياورده است از براى اينكه اخبارش مناسبِ بابِ گذشته است و با آن فرقى دارند زيرا بابِ گذشته صرف در فضل فقراء است و اين باب به علاوه متعرض فقر ممدوح و فقر مذموم هم هست. از مجلسى (ره)- محتمل است كه مقصود از قول او (ع) ولى از دين، فقر قلبى باشد و ضدش بىنيازى قلبى است، بنا بر اين فقير كسى است كه معرفت به دين ندارد و احكام دين را نمىداند و تقوى و ورع ندارد و از صفات حسنه ديگر تهى است، چنين گفته شده.
من مىگويم، ممكن است مقصود اين باشد كه فقير در دين كسى است كه به واسطه دين دارى زيانمند مىشود و صبر نمىكند و متوسل به ظالمان و فاسقان مىگردد چنانچه گذشت. از مجلسى (ره)- بدان كه اكثر مردم حقيقت دل و اوصافش را نمىدانند و ائمه (ع) ما هم جز به كنايه و اشاره در باره آن چيزى نگفتهاند براى ما هم همان احوط است كه بدان چه امامان بيان كردهاند اكتفاء كنيم و به همان صلاح و فساد و آفات و درجاتش توجه نمائيم و در تكميل اين خلقتِ شگفت انگيز و لطيفه پروردگارى بكوشيم و آن را از صفات بدِ شيطانى پاك سازيم و به اخلاق فرشتههاى روحانى زيور سازيم تا بدين وسيله آماده بر آمدن به پايههاى كمال شويم و فيضگيرى از حضرت ذو الجلال و اين وابسته نيست كه نخست حقيقت دل را بدانيم و اگر بدان وابسته بود موالى و ائمه (ع) ما آن را آشكارا بيان مىكردند و چون از آن دم بستند بهتر است كه ما هم از آن دم بنديم و خموشى گزينيم ولى برخى از آنچه را در اين مقام گفتهاند ياد كنيم و بدان اكتفاء نمائيم و اللَّه المستعان.
بدان كه مشهور ميان حكماء و پيروانشان اين است كه مقصود از دل همان نفس ناطقه است و آن گوهرى است روحانى در ميان دو جهان: روح