ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣١ - باب مؤمن و نشانهها و صفات او
٧- آن كسانى كه اگر خبرى گويند، دروغ نگويند ٨- اگر وعده كنند تخلّف نكنند. ٩- اگر امانتى گيرند، در آن خيانت نورزند ١٠- چون سخن كنند، راست گويند ١١- در شب، چون راهبان، عبادت كنند ١٢- در روز، چون شيران دلير باشند ١٣- روزها روزه دارند ١٤- و شبها را به عبادت گذرانند ١٥- همسايه نيازارند ١٦- همسايه از آنها آزار نكشد (فرق ميان اين و پيشتر اين است كه مقصود از همسايه در اول، پناهنده است و در دوّم، همسايه خانه، يا در اوّل، همسايه خانه است و در دوّم، همسايه در مجلس و مركب، يا مقصود از اوّلى، آزار بىواسطه است و از دوّمى، آزار بواسطه خدم و اعوان- از مجلسى ره- ولى ظاهر اين است كه مقصود از اوّل، تعدّى به حقوق همسايه است و مقصود از دوّم اينكه وضعى دارد مناسب با حال همسايه مؤمن خود و كارهايى را هم كه تعدّى به حقّ همسايه نيست ولى بسا مايه آزار او است، مرتكب نمىشود) ١٧- آنها كه آرام بر زمين راه مىروند ١٨- به خانه بيوه زنان سركشى كنند ١٩- دنباله جنازه مردگان بروند ٢٠- خدا ما و شما را از متّقيان سازد (از اين جمله برآيد كه وصف بيستم مؤمن، همان تقوى است، فتدبّر).
٦- امام صادق (ع) فرمود:
هر كه از حسنه خود شاد گردد و از كردار بد خود بدش آيد، مؤمن است.
٧- از امام صادق (ع) فرمود:
شيعه ما، رنگ پريدههايند (از بيم دشمن و از رياضت)، لب خشكهايند (از روزه)، لاغرهايند (از كم خورى)، آن كسانى كه چون شب آيد با اندوه از آن استقبال كنند (براى توجه به حق و درك مسئوليتِ خود).