ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦٠
٤- گوسپندى را پندارد از ديگرى است و سر ببرد و دانسته شود كه از خودش بوده است.
٥- كسى را بىگناه پندارد و او را بكشد و برآيد كه خونش هدر بوده است (چون كافر حربى و مرتد فطرى).
يكى از عامه گفته است: ارتكاب اين كارها موجب فسق است زيرا دلالت بر بىباكى بر گناه دارند و هم سبب عقاب در آخرت است عقابى ميان كبيره و صغيره و هر دو حكم او بىدليل و غيب گوئى است.
شيخ بهائى (ره) در حاشيه قواعد گفته است: مقصود شهيد اين است كه نيت گناه، گناهى است كه از آن عفو شده است نه اينكه اصلًا گناه نيست. و سپس گفته: حرام بودن عزم بر گناه در نزد عامه و خاصه شكى ندارد و كتب فريقين از تفاسير و جز آن از آن پر است بلكه اين مطلب از ضروريات دين است و سپس برخى از كلام خاصه و عامه را نقل كرده است:
١- در جوامع ضمن تفسير قول خدا تعالى: «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا» گفته: به انسان گويد: چرا شنيدى آنچه را روا نبود براى تو كه بشنوى و چرا نظر كردى در آنچه را بر تو روا نبود كه نظر كنى بدان و چرا عزم كردى بر آنچه بر تو حلال نبود كه بر آن عزم كنى، انتهى. و در مجمع البيان هم قريب به همين مضمون را دارد و بيضاوى و ديگران از علماى عامه هم در تفسير اين آيه گفتهاند كه: دلالت دارد بر اينكه بنده به عزم بر گناه مؤاخذه دارد. و عبارت كشّاف و تفسير كبير فخر رازى هم با عبارت مجمع البيان در تفسير آيه موافقت دارند.
٢- سيد مرتضى در كتاب تنزيه الأنبياء در ذكر قول خدا تعالى: «إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا وَ اللَّهُ وَلِيُّهُما» «وقتى كه دو طائفه از شما متوجه شدند كه سست شوند و دست از جهاد بكشند و خدا ولى آنها بود» گفته است: همانا مقصود خدا تعالى اين است كه سستى و ترك جهاد بديشان