ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٤٩ - باب مستضعف
٥- از عمر بن ابان، گويد: از امام صادق (ع) در باره مستضعفين پرسيدم، در پاسخ فرمود: آنان اهل ولايت هستند، گفتم:
كدام ولايت؟ در پاسخ فرمود: ولايت در ديانت و مذهب نيست ولى ولايت و هم بستگى در زناشوئى و ارث و معاشرت است و آنان نه مؤمن باشند و نه كافر و از آنها باشند آنها كه كارشان با خدا است عز و جل.
٦- از اسماعيل جعفى، گويد: از امام باقر (ع) پرسيدم از دينى كه براى بندگان روا نيست بدان نادان بمانند، در پاسخ فرمود:
دين واسع است و رسا و خوارج از نادانى بر خود تنگ گرفتند، گفتم: قربانت! من دين خودم را كه بدان معتقدم باز گويم؟ فرمود:
آرى، گفتم: گواهم كه تنها معبود شايسته خدا است و گواهم كه محمد بنده و رسول او است و آنچه از جانب خدا آورده قبول دارم و شما را دوست دار و پيروم و از دشمن شما بيزارم و از هر كه بر گردن شما سوار شود و بر شما به زور فرمان روائى كند و حق شما را به ستم ببرد، فرمود: تو چيزى كم ندارى و نادان نيستى، همان است كه سوگند به خدا ما هم بدان معتقديم، گفتم: آيا كسى كه اين امر را نداند سلامت بماند؟ فرمود: نه، مگر مستضعفان، گفتم: آنها كيانند؟ فرمود: زنان و فرزندان شماها سپس فرمود: تو ام ايمن را مىدانى (آزاد كرده رسول خدا بوده و از گواهان فدك است) به راستى من گواهم كه او از اهل بهشت است و او هم نمىفهميد اين مذهب و عقيدهاى كه شما داريد (يعنى امامت سائر ائمه جز امير المؤمنين را نمىدانست و نسبت بدان معذور بود- از مجلسى ره).