ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٧٦
٣- مقصود اين است كه خدا تعالى مطلوب بنده باشد در هر چه شنود و يا بيند.
٤- آنكه از بس خداجو شده از خود اراده و خواستى ندارد و نشنود جز آنچه را خدا خواهد و نبيند جز آنچه را خدا دوست دارد كه بيند و به كارى دست نزند جز آنچه خدا خواهد.
٥- آنچه براى من در پارهاى مقامات عيان شد و نزد من روشنتر است از سائر وجوه و آن اين است كه به طور خلاصه سمع و بصر معمولى انسان ضعيف و ناتوان است و چون متوجه امور ظاهريه و ماديه گردند و صرف در شهوت نفس و هواپرستى شوند بزودى از ميان بروند و نابود گردند و از اين جهت خداوند در آيات قرآن مجيد مخالفان حق را كر و كور خوانده است ولى اگر متوجه خداوند شد و طاعت او را نمود تا محبوب او گرديد چشم و گوش معنوى و روحانى دائم و ابدى به او عطا كند تا هميشه حقائق را بشنود و ببيند و در ماده شنيدن و ديدن او خداوند باقى گردد و هر چند تنش ناتوان شود تا آنكه بميرد و تن از ميان برود گوش و چشم و دل معنوى او بجا ماند و ادراك حقايق جهان كنند و هيچ گاه از كار نيفتند و فعاليت روح او بر جا و استوار باشد. از مجلسى (ره)- گويا مقصود از پرده، همان پرده معنوى است كه عبارت از مقام امكان بنده است و مانع است كه بنده به حقيقت ربوبيت برسد يا اينكه خلق صوت در نخست از پشت پرده بوده و سپس از آن سو كه پيغمبر (ص) بوده پيدا شده است. و مقصود از مشافهه همان است و غرض اين است كه فرشتهاى واسطه نبوده، و بعضى گفتهاند: مقصود از حجاب: فرشته است، و مقصود از مشافهه: بدون وساطت فرشته است. از مجلسى (ره)-
«فاصرفه عنه»
يعنى مرگ او را پس مياندازم، يا مقصود اين است كه بدداشتن مرگ را از دلش بيرون كنم