ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩٦
از مجلسى (ره)- «لا دين» يعنى ايمان ندارد يا عبادتش درست نيست، كسى كه اطاعت كند از نافرمان به خدا يعنى غير معصوم زيرا طاعتِ غير معصوم روا نيست در هر امرى باشد، و گفتهاند: مقصود كسى است كه حكم به نافرمانى خدا كند و اهل فتوى نباشد. از مجلسى (ره)- ممكن است حمل شود بر كسى كه خلفاى جور را به انكارِ امامانِ بر حق خشنود مىكند يا به انكارِ چيزى از ضروريات دين. از مجلسى (ره)- گفته شده است: بر هر كدام كيفرى به مناسبت آن مترتب شود زيرا اولى مايه ضايع كردن نسل است و با طاعون مناسب است، و دومى براى حرص به مال است و با قحطى و سختىِ زندگى و جور سلطان مناسب است، و سومى كه منع حق خدا است با منع باران مناسب است، و چهارمى كه ترك عدالت و حفظ مقام پيشواى حق است، با تسلط دشمن، و پنجمى كه رفض قوانين و دستورات حقه است با ظلم و ستيزه و غلبه بر يك ديگر. از مجلسى (ره)- خدا تعالى فرموده است (سوره مطففين):
«واى بر مطففان، آن كسانى كه چون پيمانه از مردم گيرند پُر ستانند و چون پيمانه به آنها دهند و يا براى آنها بكشند كم گذارند».
بيضاوى گفته است: تطفيف كم گزاردن در كيل و وزن است زيرا آنچه كاسته شود اندكى است.
جور، ضد عدالت است و در اين جمله دو احتمال است:
١- جورِ در حكم و تركِ عدالت، كمك كردن به ظالم است بر ضررِ مظلوم.
٢- مقصود اين باشد كه خدا به سبب اين عمل مهر خود از آنها برگيرد و با هم در ستم همكار شوند تا آنجا كه زيانش به خودِ حاكم و ظالم