ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٤٠
داشتند و مخلص نبودند و از ايمان به در شدند و نوح و لوط به حساب اينكه شوهر آنها بودند براى نجات آنها از عذاب سودى نداشتند تا آنكه هنگام مرگ يا قيامت به آنها اعلام شد كه به دوزخ رويد با كفار ديگرى كه پيوستى با پيغمبران نداشتند و ذكر زن نوح و زن لوط دو وجه دارد:
١- استدلال به عملِ اين دو پيغمبر بر جواز نكاح چنين زنهائى ولى اعتراض مىشود كه شريعت گذشته براى ما حجت نيست (و ممكن است جواب داد كه استناد امام بدان دليل بر ادامه حكم است در شرع پيغمبر ما).
٢- استدلال بر نفاق دو همسر نامبرده پيغمبرِ خاتم (ص) از راه تمثيل مذكور در اين آيه و اين روشنتر است و مقصود اين است كه خدا اين دو را به آن دو تشبيه كرده است در خيانتورزى و در اينكه شفاعت پيغمبر براى آنها سودى ندارد.
و مفسران گفتهاند: زنِ نوح به قوم او مىگفت كه نوح ديوانه است، و زنِ لوط هم قوم او را به مهمانان لوط رهبرى مىكرد تا آنها را آزار كنند و بىآبرو سازند، و چون اين دو با نفاق و كفرِ باطنى در ازدواج پيغمبرى بودند براى آنها به ظاهر مسلمان مىنمودند پس تزويج زنان مخالفه در عقيده مذهبى جايز است.
«ما يعني بذلك الّا الفاحشة» دو معنى دارد:
١- استفهام انكارى باشد- يعنى مقصود از خيانت آنها هرزگى نبوده و در اين صورت مقصود از فاحشه زنا است.
٢- اخبار از نفى باشد و در اين صورت مقصود از فاحشه، گناه بزرگ است و آن شرك و كفر است چنانچه مفسرين در تفسير: «وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها» گفتهاند: كه مقصود از فاحشه شرك و كفر است.
«و قد زوج رسول اللَّه فلاناً»
يعنى رسول خدا به فلان يعنى به عثمان