ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٣٠
شهيد قدس سره، گفتهاند: هر گناهى كه شرع به خصوص او تهديد كرده و وعيد عذاب داده، كبيره باشد. و برخى آنها را برشمردهاند و گفتهاند:
شرك به خدا تعالى و قتلِ به ناحق و لواط و زنا و گريز از جبهه جهاد و سحر و ربا و تهمت زنا به زنان پارسا و خوردن مالِ يتيم و غيبت به ناحق و سوگند دروغ و گواهى به ناحق و مى خوارى و بىاحترامى به كعبه و دزدى و تخلف از قرارداد و تعرب بعد از هجرت و نوميدى از رحمتِ خدا تعالى و ايمنى از مكر خدا تعالى و عقوق والدين. از مجلسى (ره)- اين دو سخن در يكى از دو مقام گفته شود:
١- در مقامى كه گناهان بزرگ و فراوان داشته باشد، و مقصود اين باشد كه كاش گناهم همين بود و غمى نداشتم.
٢- در مقام كوچك شمردن اين گناه و بىاعتنائى بدان و گويا منظور روايت همين باشد. از مجلسى (ره)- شيخ بهائى گفته است: از اينكه در صورتِ اصرار، صغيره نفى شده فهميده شود كه صغيره با اصرار، كبيره گردد و اگر مثلًا مردى در پوشيدنِ جامه ابريشم اصرار كند خودِ پوشيدنِ ابريشم گناه كبيره گردد ولى مشهور ميان فقهاء اين است كه نفس اصرار بر گناه، كبيره باشد نه آنكه صغيره به اصرار كبيره شود.
شهيد رفع اللَّه درجته گفته: اصرار گاهى به كردار است و آن پىگيرى يك نوع گناهِ صغيره است بىتوبه يا ارتكاب چند صغيره مختلف و بىتوبه و گاهى به نيت است و آن عزم بر تكرار صغيره است پس از فراغت از آن، اما اگر گناهِ صغيره كند و نه توبه كند و نه عزم بر تكرار، به ظاهر مضر نيست و اعمالِ صالحه چون وضوء و نماز و روزه آن را جبران كند چنانچه در اخبار است، انتهى. از مجلسى (ره)- اين حديث دلالت دارد بر يكى از معانى