ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦٨
خدا است و محو جمال اويند هر گونه اشتغال آنها به امور اين دنيا براى خوردن و نوشيدن و آميزش با زنان و ديگر هم نوع و سائر امور مباح تيرگى آن باشد و بر خود ناروا دانند و از آن به خدا بازگردند زيرا آن را گناه و خطاى خود شمرند و از آن توبه كنند. از مجلسى (ره)- فرمود: «لا خير» تا بندهاى مغرور نگردد و هر روزى هفتصد گناه كند كه مانند او خيرى ندارد و موفق به استغفار و توبه نمىگردد. از مجلسى (ره)- برخى اهل علم گفتهاند: مقصود از آنكه شيطان چون خون در تنِ آدمى زاده روان است اين است كه تا زنده است از او جدا نشود چونان كه تا زنده است خون در تنِ او روان است و اين معنى از ازهرى روايت شده و گفته: اين ضرب المثل است ولى جمهور علماى امت آن را بيان حقيقت دانستهاند و گفتهاند شيطان اين تسلط را دارد كه در رگهاى آدمى زاده درآيد تا به دلِ او رسد و او را وسوسه كند. از مجلسى (ره)- شيخ بهائى گفته است در اربعين خود:
مقصود از پذيرش توبه اسقاط عقابى است كه بر گناهى مترتب شود كه از آن توبه كرده است و سقوط عقاب به توبه مورد اتفاق علماء اسلام است و اختلاف در اين است كه پذيرش توبه بر خدا لازم است و اگر پس از توبه عقاب كند ستم باشد يا آنكه پذيرش توبه تفضّل است و رحمت و كرم خداوندى. معتزله اول را گفتهاند و اشاعره دوم را و شيخ ابو جعفر طوسى در كتاب اقتصاد و علامه (رحمة اللَّه) در برخى كتب خود همين را اختيار كردهاند و محقق طوسى توقف كرده است در تجريد. از مجلسى (ره)- اين حديث با دنبالهاى در باب لزوم حجت بر عالم گذشت.
«لم يكن للعالم توبه»
- شايد مقصود از عالم شاهد بر احوال آخرت