ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٦٣ - باب مؤلفة قلوبهم
محمد رسول خدا است و رسول خدا (ص) را شيوه بود كه با آنها الفت مىگرفت و آنها را به خود نزديك مىكرد و به آنها مىفهمانيد تا بفهمند و آنها را تعليم مىداد.
٢- از زراره، گويد: از امام باقر (ع) تفسير قول خدا عز و جل و المؤلفة قلوبهم را پرسيدم: در پاسخ فرمود:
آنها مردمى بودند كه خدا عز و جل را يگانه مىدانستند و دست از بتها برداشته بودند و اقرار داشتند خدا يگانه معبود بر حق است و محمد (ص) رسول خدا است و آنان با اين حال در برخى از آنچه پيغمبر (ص) آورده بود شك داشتند و خدا عز و جل به پيغمبرش (ص) دستور داد كه با مال خود و عطا، آنها را به اسلام و مسلمانى الفت دهد تا اسلاميّت آنها پا برجا و خوب شود و بر دينى كه بدان در آمدهاند و بر آن اقرار كردهاند بپايند.
و راستى كه رسول خدا (ص) در جنگ حنين رؤساى عرب را از قريش و سائر قبائل مضر تأليف قلوب كرد از آن جمله ابو سفيان بن حرب و عيينة بن حصين فزارى و مانند آنها را از مردم عرب، و انصار خشمگين شدند و نزد سعد بن عباده گرد آمدند و آنان را در «جعرانه» خدمت رسول خدا (ص) رسانيد (محلى است ميان مكّه و طائف و هفت ميلى به مكّه مانده است) و عرض كرد:
يا رسول اللَّه! به من اجازه مىدهيد سخن گويم؟ فرمود: آرى، سعد بن عباده گفت: اگر اين اموال را طبق دستورى كه از طرف خدا فرود آمده است ميان قوم خود تقسيم كردى، ما رضايت داريم و اگر نه، اين است رضايت نداريم، زراره گويد: شنيدم كه امام باقر (ع)