ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٨٧
عمل ندارد و آن نوعى از تدليس و دغلى است و دروغ و اين نوع از گفتار شايع است.
٢- آنكه مقصود ذم بر مخلف از عهد و پيمان با خدا باشد چنانچه ظاهرِ پارهاى از اقوال پيش است در تفسير اين آيه.
٣- مقصود اعم از عهدهاى خدا و عهد و قول با مردم باشد و با اين خبر هم موافقت دارد و وسيله جمع ميان اخبار هم هست.
٤- مقصود اين باشد كه چرا براى مردم چيزى مىگوئيد كه خود نمىدانيد و نمىكنيد. از مجلسى (ره)- بدان كه اين دو حديث با قوت سند خود دلالت دارند كه وفاى به وعده واجب است و روايت نخست تهديد سختى هم دارد و دلالت دارد بر اينكه آيه «كَبُرَ مَقْتاً» در باره آن نازل شده است و اين آيه هم مشتمل بر تأكيدها و مبالغههاى فراوان است و اين آيه به توسط خبر دلالت دارد به وجوب وفاى به وعده.
اگر اعتراض شود كه آيه وجوه متعددى دارد و استدلال بدان با قطعِ نظر از خبر مشكل است با اينكه در اخبار خاصه و عامه رسيده كه مورد آن منافقان و مخالفان است.
در جواب گويم: دور نيست كه ادعا شود آيه به عموم و اطلاق خود شامل خلف وعده هست و مورد نزول هم مخصص عموم حكم نيست و استدلال به آيه با قطع نظر از خبر هم درست است ولى ظاهر گفته بيشتر فقهاى ما اين است كه اگر وعده در ضمن يك عقد لازمى نباشد وفاى بدان مستحب است و آنچه هم اخبار در باب صفات ايمان گذشت دلالت دارد بر وجوب وفاى به وعده و بر اينكه خلف وعده از اوصاف نفاق است و بعد از بيان چند خبر دال بر وجوب گويد:
وجوب وفاى به وعده از عموم بسيارى از آيات قرآن هم استفاده