ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٨٨
مىشود چون قول خدا تعالى (٣٤ سوره اسراء): «به عهد وفا كنيد زيرا عهد موردِ بازخواست است» كه به عموم و اطلاق خود شامل تعهدات مردم نسبت به يك ديگر هم مىشود كه وعده و قول هم از آن جمله است چون كه عهد و وعده از نظر معنى به هم نزديكند و همچنين قول خدا (١٧٧ سوره بقره): «و آن كسانى كه به عهدِ خود وفا كنند وقتى عهد بندند» (سپس اخبار ديگرى در اين زمينه نقل كرده است) تا آنكه گويد:
شيخ در تهذيب به سندِ خود از اسحق بن عمار از امام باقر و از پدرش روايت كرده است كه على (ع) مىفرمود: هر كه براى زنِ خود شرطى كند بايد بدان وفا كند زيرا مسلمانان پابندِ شروطِ خود باشند جز آنچه حلالى را حرام كند يا حرامى را حلال كند.
و اين كليه
«المسلمون عند شروطهم الّا ما خالف كتاب اللَّه»
مورد اتفاق مسلمانها است و همه آن را درست دانستهاند و در آن قيد نشده است كه بايد در ضمن عقدى باشد.
سپس اخبارى نقل مىكند كه بسا بدان استدلال شده است براى اينكه وفا به وعده واجب نيست و در دلالت آنها و يا سند آنها اعتراض مىكند و سپس مىفرمايد:
بسا براى وجوب وفاى به وعده استدلال شود كه تخلف آن موجب كذب است و كذب حرام است و براى عدم ارتكاب كذب وفاى به وعده واجب است ولى من در اين دليل تأمل ندارم نه از اين نظر كه گفته شده است دروغ منحصر به اخبار از گذشته و حال است و در آينده تحقق ندارد زيرا اين اشكال ناهموار است زيرا شك نيست كه منكر معاد و منجم هر دو كذّابند و كذبِ آنها متعلق به آينده است ولى به نظر من، سبب اينكه تخلف وعده كذب نيست اين است كه وعده يك معاملهاى است ميان دو طرف زيرا وقتى كسى ببنده خود گويد: اگر فلان كار كردى يك درهم به تو مىدهم يا اگر