ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٨٥
گفته است: نذر، اين است كه بر خود واجب كنى آنچه را كه بر تو واجب نيست و گفته مىشود نذر كردم براى خدا.
از جوهرى و فراء هم نقل كرده است كه: وعد، در خير و شر هر دو استعمال شود ولى اگر مطلق آيد معنى خير دهد چنانچه ايعاد و وعيد در شر و بدى آيند، شاعر گفته:
|
اگر ايعاد يا وعدش دهم من |
كنم ايعاد خلف و وعده منجز |
|
قوله: نذر، يعنى چون نذرى است كه به عهده خود گرفته و يا چون نذر وفاى بدان واجب است و اين اظهر است و اينكه فرموده است: كفاره ندارد براى تغليظ آن است، يا تخفيف كه دور از سياق است.
«فبخلف اللَّه بدأ»
زيرا خدا از بندهها تعهد گرفته كه به فرمان او كار كنند و از هر چه غدقن كرده باز ايستند و به انجام وعده امر كرده و از خلف وعده نهى كرده است.
راجع به آيه، طبرسى گفته: متوجه به منافقان است و سركوب آنها است به اينكه ايمانشان ظاهرى است و از دل نيست، و گفته شده است: خطاب به مؤمنان است و سرزنش بر مخالفت قول است. جبائى گفته: اين مخالفت قول بر دو وجه است:
١- اينكه بگويد من آن را خواهم كرد و در دل دارد كه نكند، اين زشت است و بد.
٢- اينكه در دل دارد كه بكند ولى معلوم است كه نمىكند و اين هم زشت چون جزم ندارد كه آن را بكند و بهتر است در اينجا لفظ ان شاء اللَّه بياورد.
«كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ» از بيضاوى است كه: مسلمانان گفتند اگر ما مىدانستيم چه كارى نزدِ خدا محبوبتر است مال و جان خود را در راه آن مىداديم، و خدا اين آيه را فرو فرستاد كه: «راستى خدا دوست مىدارد آن