ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٦٩
و نادانى است و بسا كه مايه زيان ديگرى گردد و بسا باشد كه در نادانى سود و صلاحى باشد و اگر دروغ براى آن ادا شود مجاز است و بسا كه واجب گردد چنانچه براى حفظ نفس محترمه از قتل و ما گوئيم سخن براى تحصيل مقاصد است و به هر مقصود پسنديدهاى كه از راه سخن راست يا دروغ توان رسيد دروغ در آن حرام است و اگر تنها راهش دروغ است پس دروغ در آن روا است اگر آن مقصد مباح باشد و واجب است اگر آن مقصد واجب باشد چنانچه حفظ خون مسلمان واجب است و اگر گفتار راست موجب ريختن خون مسلمانى باشد كه نهان شده است از دست ستمكارى دروغ در آنجا واجب است و اگر مقصد جنگ و يا اصلاح فيما بين جز با كذب ميسر نشود دروغ براى آن روا است ولى تا ممكن است بايد از آن خوددارى نمود زيرا اگر راه ارتكاب آن را بر خود گشايد خرده خرده او را به دروغ حرام كشاند، پايان نقل از مجلسى (ره).
من گويم، در ضمن مباحث گذشته بيان كرديم كه دروغ در ذات خود زشت و قبيح است زيرا محو حق و كشتن حقيقت است و به هيچ وجه مجوزى ندارد مگر اينكه در موردى با زيان بيشترى روبرو شود و در اين صورت براى دفع افسد به فاسد تجويز شده است چنانچه براى حفظِ جان عضوى را قطع كند و موارد رخصت شرعى هم بر اين قاعده تطبيق مىشود، زيرا اختلاف و نزاع ميان دو مسلمان يا زن و شوهر و يا مغلوب شدن مسلمان در جنگ با كافر همه از زيانهاى سخت است و قابل اغماض نيست و براى علاجِ آنها در صورت انحصار به دروغ توسل جسته شده است. از مجلسى (ره)- يكى از محققين گويد آدم دو زبان كسى است كه ميان دو دشمن رفت و آمد كند و با هر كدام به زبانى موافق سخن او گويد و اين عين نفاق است، پايان نقل از مجلسى (ره).
آدمِ دو زبان، يعنى كسى كه اظهارات ضد و نقيض دارد و بر حسب