ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٦٨
معبود مىدانيد بايد قادر بر چنين عملى باشد.
٤- كسائى جمله فعليه را از ما بعدش بريده و در آن وقف كرده و فاعل را به قرينه حاليه مقدر نموده، يعنى آن را كرده: هر كه كرده اين بزرگ بتها است.
٥- برخى بعد از «كبيرهم» وقف كرده و گفته: مقصود اين است كه بزرگِ قوم يا بزرگِ بتها، يعنى خودِ ابراهيم (ع) اين كار را كرده است. از مجلسى (ره)-
«يلقى هذا بغير ما يلقى هذا»
مثل اينكه به هر كدام بگويد تقصير از تو است و آن طرف در باره تو تقصيرى ندارد، يا بر خلاف آنچه از هر كدام شنيده كه بدگوئى ديگرى كرده است براى آنها نقل كند تا دل آنها را بهم نزديك كند، تا آنكه گويد: بدان كه مضمون اين حديث مورد اتفاق ميان خاصه و عامه است و ترمذى از پيغمبر (ص) روايت كرده است كه دروغ روا نيست مگر در سه جا: مردى با زنش حديثى كند تا او را خشنود سازد و دروغ در جنگ و دروغ در مقام اصلاح ميان مردم. از مجلسى (ره)- قاموس گويد: اكثر اين است كه كلمه زعم در مورد شك آيد و زعمى به معنى كذاب است و از سائر اهل لغت هم همين معنا را نقل كرده است و به همين اعتبار است كه امام از خود زعم را نفى كرده است. مقصود اين است كه در دعوى رجاء و خوف از خدا دروغ نگوئيد زيرا براى رجاء نشانهاى است كه طلب بهشت باشد به وسيله ملازمت دستورات دين و براى ترس از دوزخ نشانهاى است كه گريز از خلاف كارى است. از مجلسى (ره)- يكى از محققين گفته است: بدان كه دروغ در ذاتِ خود حرام نيست بلكه براى زيانى كه از آن به مخاطب يا ديگرى مىرسد حرام است و كمترين درجهاش اعتقاد به خلاف حقيقت است