ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٦٦
واگذارى همه آنها بسيار سخت است و حساب آن ناگوار است و چون كسى را ماند كه خرده خرده بر قله كوهى برآيد و در تدبير فرود شدن سرگردان بماند.
گويد امام صادق (ع) مىفرمود: خود را به دلخواه وامنه كه خواهش نفس نابودى خود است، دل به هوس دادن درد و آزارى است و خوددارى از آنچه دلخواهد داروى آن است. از مجلسى (ره)- در قاموس گويد: مكر به معنى خدعه (نيرنگ) است و آن آهنگ بدى كردن به ديگرى است از راهى كه نمىداند، تا آنكه گويد: گويا آن حضرت اين سخن را گفته است براى اينكه مردم معاويه را مردى سياستمدار و خردمند مىدانستند و او را سست رأى مىپنداشتند چون معاويه با دروغ و فريب كارِ خود را پيش مىبرد و حضرت مىفرمايد كه وى به اين نيرنگها داناتر است ولى چون مخالف دستور خدا است آن را به كار نمىبرد، چنانچه سيد رضى از آن حضرت نقل كرده است كه: «ما در دورانى افتاديم كه بيشتر مردمش پيمانشكنى و دغلى را زيركى مىدانند و كار نادانى را چارهجوئى نيك پندارند، آنها را چه شده است، خدا آنها را بكشد بسا كه مرد نيرومند و درونشناس راهِ حيله و نيرنگ را مىداند ولى امر و نهى خدا جلوگير او است و آن را به رأى العين از دست مىنهد با اينكه بر آن توانا است، و كسى كه او دين و رداع تقوى ندارد از آن فرصتجوئى مىكند ... تا آنكه مىگويد: و شناساتر بودن و تواناتر بودن آن حضرت به مكر و فريب كارى روشن است زيرا آن حضرت به همه چيز داناتر از ديگران بوده است. از قتيبى نقل شده كه مقصود از اجذم در اينجا كسى است كه همه اعضاء او بريده باشند، و دست از ديگر اعضاء به كيفر سزاوارتر نيست.
ابن انبارى گفته: مقصود از اجذم اين است كه نه حرفى دارد كه به زبان آرد