ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٦٢
به آنها باشد چنانچه مشهور است مگر اينكه گفته شود صدقه گيران هم خود ذى حق محسوبند و شايد چون مىدانسته كه به گفته او عمل نمىكند جواب او را نداده است. يا براى آنكه قدرت بر استيفاء حق و انتقام از ستمكار ندارد و يا آنكه اگر هم داشته باشد از آن صرفِ نظر كند و كارِ خود را به خدا واگذارد. از مجلسى (ره)- مقصود اين است كه تصميم داشته باشد به ستم نكردن و آن منافات ندارد كه از قصدِ خود برگردد و ميان روز ستم كند ولى با اخبار بسيارى كه دلالت بر مؤاخذه حقوق مردم دارد گو اينكه كمتر از خون ريزى و جز خوردنِ مالِ يتيم باشد منافات دارد و تخصيص آنها به اين يك خبر بلكه تخصيص ظواهرِ آيات بدان مشكل است و گرچه گفته شود خدا صاحبان حق را راضى كند. از مجلسى (ره)- مقصود يا تاريكىِ حقيقى است كه در روزِ قيامت پيرامون ظالم حلقه زند چون كه گفتهاند اوضاع نفسانيه همان نتيجه كردار است كه مايه سعادت يا شقاوت است، و نور است يا تاريكى است كه به همراهِ صاحب كار است و در قيامت كه در قيامت بروز اسرار است منكشف گردد و به ستمكار در خور ستم او تاريكى احاطه دارد همان وقت كه مؤمنان در پرتو ايمان خود پيش مىروند يا مقصود سختىها است كه تشبيه به ظلمات شده است چنانچه در تفسير قول خدا تعالى گفتهاند: «قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ». از مجلسى (ره)- چون راوى دور از نظر شمرده كه به خاطر ستم پدر فرزند گرفتار شود، امام او را با ذكرِ اين آيه يادآور كرده است كه ستم در باره يتيم هم اين نتيجه را دارد كه به فرزندِ ستمگر در برابرِ آن ستم مىشود و منظورِ راوى اين نبوده كه انتقام از فرزندان براى ستمِ پدر با عدالت