ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٥ - باب مؤمن و نشانهها و صفات او
چيزى در برابر آنها اختصاص نمىداد، در شيوه خود سست و ناتوان مىنمود، ولى چون روزِ مردى مىرسيد شيرى جهنده بود، كسى را در آنچه عذرپذير بود، سرزنش نمىكرد تا عذر او را منظور دارد، شيوهاش اين بود كه مىكرد هر چه را مىگفت، و مىكرد هر چه را هم نمىگفت، چون دو كار برايش پيشآمد مىكرد كه نمىدانست كدام بهتر است، هر كدام مخالف هواى نفس او بود منظور مىداشت، شيوه داشت كه از دردى نمىناليد جز در نزد كسى كه ديدِ بهبودى از او داشت و با كسى مشورت نمىكرد جز آنكه اميد خيرخواهى از او مىبرد، شيوهاش اين بود كه دل تنگى نمىكرد و خشم نمىورزيد و نمىناليد و دل نمىداد و انتقام نمىستاد و از دشمن غفلت نمىكرد، بر شما باد به مانند اين اخلاق ارجمند اگر تاب آنها را داريد، و اگر تاب همه را نداريد، دريافت اندك به از واگذاشتن هر يك است، و جنبش و توانائى نيست جز به خدا.
٢٧- مهزم اسدى گويد: امام صادق (ع) فرمود:
اى مهزم شيعه ما كسى است كه: آوازش تا آنجا آهسته است كه از گوشش برنگذرد، و دشمنيش از كالبد خودش به ديگرى تجاوز نكند، ما را آشكارا مدح نگويد، و با عيبگوى ما همنشينى نكند، و با دشمن ما ستيزه ننمايد، اگر مؤمنى را برخورد او را گرامى دارد، و اگر به نادانى برخورد از او دورى كند، گفتم: قربانت، پس من چه كنم با اين شيعه مآبها (كه خود را به شيعه بندند و از حقيقت آن بىخبرند) فرمود: در آنها تشخيص و تبديل و آزمايش، حكم فرما است، دچار قحطى شوند و نابود گردند يا طاعونى آنها را بكشد يا اختلاف و دودستهگى آنها را پراكنده و نابود كند، شيعه ما كسى است كه: چون سگان زوزه نكشد و چون كلاغان طمع نورزد و اگر