سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٩٥
مقرر سازد، او را به مصاحبت و خدمت و ملازمت خود مكلّف ندارد، كه مصاحبت و ملازمت پادشاهان على الدوام رونق علما ببرد، و وقت ايشان را پريشان سازد.
و وعيد بسيار در احاديث وارد شده از براى علما كه مصاحب پادشاهان باشند.
اما بايد كه جماعتى از ارباب علم هم در ملازمت پادشاهان باشند كه از مراتب علما او را خبردار گردانند، و به مثابت وسايط باشند ميان اهل علم و شرع و پادشاه، و ايشان را «صدور» گويند. و در صحيح بخارى روايت كنند كه قرّا كه آن روز اهل علم ايشان بودهاند، اصحاب مجلس عمر بن الخطاب بودند و واسطه ميان مردم و خليفه مىشدند، و مهمّات مردم را عرض مىكردند، و امروز چنين كس را «صدر» گويند، و وجود او ضرورى است، زيرا كه لابد است كه پادشاه ارباب استحقاقات مناصب شرعيّه و اصحاب ارتزاقات را بشناسد، و اگر صدر نباشد آن شناختن دشوار ميسر مىگردد. و «صدر» فى الحقيقه «نقيب» علماست، و واسطه اثر منافع پادشاهان به علما و خدّام شريعت.
و بايد كه پادشاه شيخ الاسلام مذكور را تعظيم تمام نمايد، و در وظايف تكريم او دقيقهاى نامرعى ندارد. او را بعد از آزمودن بر جميع امور شرع امين مطلق داند، و هر مصلحت از مصالح اسلام كه بر پادشاه عرض كند، در امضاى آن اصلا توقف ننمايد، و جميع عساكر و اركان دولت و متصدّيان مهمّات مملكت را به امضاى رأى شيخ الاسلام مأمور و مكلّف دارد، و اگر در امضاى رأى شيخ الاسلام از اركان دولت خلافى ظاهر شود، بدان مؤاخذت بليغ نمايد، و سياست تمام كند، و اهمال در اين سياست اصلا تجويز نكند تا وقع و شوكت شيخ الاسلام در دلها تمام شود. و بايد كه معيشت شيخ الاسلام از جهتى مقرر گرداند كه بىتكلّف و زحمت و حمل مشقت و مؤونت صرف وقت در كسب بدو واصل شود، و از محلّى بايد كه تعيين كند كه شيخ الاسلام را مراجعت به عمّال ديوان و وزرا نبايد كرد، بلكه بايد كه در امور مالى و اكتساب جاهى شيخ الاسلام را اصلا مظنّه مراجعت به اركان دولت و وزرا نباشد. زيرا كه احتياج علما موجب مداهنت ايشان مىگردد، و چون