سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٣٥٤
اول اسلام، پس كفار قطاع الطريق نيستند، و اگر چه راهها را مخوف دارند و بكشند و مال فراگيرند.
دوم تكليف، پس مراهقان، حد بر ايشان نيست ليكن ايشان را تعزير كنند و ضمان مال و نفس ستانند چنانچه اگر در غير طريق تلف كنند.
سيوم اعتماد بر شوكت، پس آنان كه چيزها در مىربايند و پشت مىكنند و اعتماد بر اسپ دوانيدن دارند يا بدويدن خود، ايشان قطاع الطريق نيستند.
چنانچه معتمد شود يكى با جماعت اندك آخر قافله را و چيزها در ربايند، و آنان كه ترصد مىكنند در جاهاى پوشيده از براى رفيقان، و گاهى كه مردم را ديدند پديد آمدند و قصد مال مردم مىكنند و اعتماد بر قوت خود دارند، اين جماعت قطاع الطريقاند. و اگر پنج كس بر بالاى كوهى يا غارى باشند و اگر مردم اندك بر ايشان گذرند برآيند و قصد كنند، و اگر جماعت بسيار گذرند كه شوكتى داشته باشند تعرض نكنند، پس ايشان قطاع طريقاند در حق طايفه اندك.
و اگر متعرض باقويا شوند و از ايشان چيزى گيرند، مختلسانند كه مال مردم درمىربايند.
شرط چهارم، بعد از مكانى است كه كسى فريادرسى تواند كرد، و اين يا بواسطه دورى عمارت است يا بواسطه ضعف سلطان يا منع از استغاثه، پس اگر غوث بديشان تواند رسيد و استغاثه كنند، و قاصدان نتوانند كه قصد ايشان كنند، پس قطّاع نيستند بلكه مختلسانند. و اگر بيرون آيند جماعتى در مصر و محاربه كنند، يا لشكرى غارت شهرى كنند يا موضعى، يا يك طرف شهر بر يك طرف شهر خروج كنند، و آن جماعت كه قصد ايشان كرده باشند مدد بديشان نرسد، پس ايشان قطّاع طريقاند، و اگر مدد رسد مختلسانند.
و گاهى هست كه غالب مىشوند اهل فساد در اين حالت، پس مقاومت نمىكنند با ايشان اهل عفاف، و متعذر است بر ايشان استغاثه، پس آن جماعت كه قصد كردهاند قطاع طريقاند. و اگر جماعتى بشب در خانهاى در روند و مكابره كنند و منع استغاثه كنند با وجود قوت سلطان و حضور او، پس ايشان