سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٤٤٦
ايشان و مركبها و زينهاى ايشان و تاجهاى ايشان، پس بايد كه باسپ سوار نشوند، و بسلاح كار نكنند. و در «جامع صغير» گفته كه اهل ذمه را مؤاخذه كنند باظهار كستيجات و آن ريسمانى چند غليظ است بمقدار انگشتى كه آن را بر بالاى جامه مىبندند، نه آنچه تزئين بدان مىكنند از زنّارهائى كه آن را فراگرفتهاند از ابريشم. و بايد كه فراگيرند ايشان را بدانكه سوارى كنند بر زينهائى كه به هيأت پالان آن را راست كرده باشند، از جهت اظهار خوارى برايشان. و بايد كه مسلمان ابتداء سلام نكند بر ايشان، و راه را بر ايشان تنگ كنند. و بايد كه ايشان را علامتى تعيين كنند كه بدان علامت ممتاز از مسلمانان باشند، زيراكه اگر علامتى مميّزه نباشد شايد كه با او معامله مسلمانان كنند و اين جايز نيست. و علامت، ريسمانى غليظ است از صوف كه آن را بر بالاى جامههاى خود ببندند، نه زنار كه از ابريشم باشد. و بايد كه زنان ايشان از زنان مسلمانان ممتاز باشند در راهها و حمامها. و بر در خانههاى ايشان علامتها كنند، مبادا سائلى بايستد و دعاى مغفرت از براى ايشان كند. و علما گفتهاند كه حق آن است كه نگذارند ايشان را كه سوار شوند الّا از براى ضرورت. و ايشان را منع كنند از لباسى كه مخصوصند بدان لباس مسلمانان از اهل علم و زهد و شرف.
و كسى كه امتناع نمايد از اداء جزيه يا مسلمانى را بكشد و يا سبّ پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم نمايد يا زنا كند بمسلمه، منقض نمىگردد عهد او. و بهيچ حال عهد منتقض نمىگردد مگر بدانكه ملحق شود بدار الحرب، يا آنكه بر موضعى غالب گردند و با ما محاربت كنند. و گاهى كه ذمّى نقض عهد كند بمنزله مرتدّ است، يعنى در آنكه حكم بموت او مىكنيم چون بدار الحرب ملحق شد. و همچنين حكم آنچه حمل كرده باشد از مال خود (و بدار الحرب برده، حكم مال مرتدان دارد)[١]. و ميان او و مرتد اين فرق هست كه اگر او را اسير سازند بنده مىتوان ساخت، و اگر مرتد را اسير سازند او را بنده نمىتوان ساخت. اين است حكم مؤاخذات ذمّى در مذهب حنفى.
[١] -اضافه از م.