سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٤٨١
عوامل
گاوى كه در زراعت به كار گرفته شود:
" مراد گاوهائى است كه كار كنند و زمين شكافند". (ص. ٢٣٥)
عون (اعوان، عوان)
مأمور قاضى، مأمور احضار." هر كه عون او را حاضر گردانيده باشد او مدعى عليه است". (ص. ١٥٥)
غ
غارمان
وامداران. از اقسام مستحقان زكات:
" غارم كسى است كه لازم شود او را دينى و مالك نصاب نباشد كه آن نصاب فاضل از دين او باشد" (ص. ٢٤٩)
غسل
به كسر غين. داروئى كه موى سر را جمع كند و از آشفتگى آن جلوگيرى نمايد.
غلول
خيانت و غش. چيزى را پنهانى برگرفتن و ربودن:" كسى را كه غلول كرده بود بفرمود كه كالاهاى او را به آتش بسوزند". (ص. ٤٢٤)
غنيمت
" به معنى زيادتى است و در شريعت چيزى است كه اصابت كنند از اموال اهل حرب، و مسلمانان در يافتن آن اسپ و شترى دوانيده باشند. يعنى آن را بجنگ گرفته باشند و قوت بازو". (ص. ٤١١)
غيار
" غيار آن است كه بر بالاى جامههاى خود كه ظاهر باشد چيزى دوزند كه رنگ او مخالف رنگ جامه ايشان باشد، و اولى به يهود زرد است و به نصارى كبود و خاكسترى رنگ و به مجوس سياه يا سرخ" (ص. ٤٤٧)
ف
فانيد
شكر سرخ و نوعى حلوا.
فداء
امام مىتواند در مورد اسيران يكى از چهار تصميم زير را بگيرد:
١- كشتن آنها ٢- به بردگى گرفتن آنها ٣- آزاد كردن آنها بدون عوض ٤- آزاد كردن آنها در برابر عوض يا فداء. اين عوض ممكن است مال باشد و ممكن است اسير كافر در برابر آزادى اسير مسلمان آزاد شود. در مورد اسيران غير اهل كتاب، مردان آنها را مخير مىسازند بين قتل يا فداء يا قبول اسلام.