سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٤٦٨
تورت قوئى
نام بيابانى است. لفظ تركى است و معنى آن چهارچاه. ظاهرا در اين بيابان چهارچاه آب وجود داشته است.
توظيف
قرار دادن خراج وظيفه، ماليات مقطوعى كه بر زمين مقرر كنند." زمينى كه توظيف او از امامى صادر شده باشد مثل توظيف عمر رضى اله عنه، جايز نيست زيادت باجماع" (ص. ٢٧٧)
ج
جريب
" و جريبى سه هزار و ششصد گز است" (ص. ٢٨٧)
" جريب تام شصت گز در شصت گز است به گز ملك، و گز ملك نه قبضه است و اين زيادت مىشود برگز عامه به يك قبضه" (ص. ٢٧٥)
" و جريب زمينها مختلف مىشود به اختلاف بلدان، پس در هربلدى اعتبار بايد كرد متعارف اهل آن بلده" (ص. ٢٧٥)
جزر
معرب گزر، زردك
جزيه
" عبارت از مالى است كه آن را عقد كنند بر كافرى كه او در ذمه مسلمانان درآيد، گويا او جزاء قتل اوست و از اينجهت او را جزيه نام كردند" (ص. ٤٣٧)
جذعه
" شتر ماده كه در سال پنجم درآمده باشد" (ص. ٢٣٣)
جعاله
عبارت است از التزام شخصى به اداء اجرت معلوم در مقابل عملى." ارزاق ايشان (لشكريان و مجاهدان) جارى مجراى جعاله است" (ص. ٣٠٠)
جعل
در اصل به معنى دستمزد و در اصطلاح نوعى ماليات اضافى زمان جنگ است.
" مراد بجعل آن است كه امام چيزى ضرب كند از براى غازيان بر مردمان كه بدان متقوى گردند آنانكه به جهاد بيرون مىروند. مراد آنكه امام از مردمان چيزى بستاند و به غازيان دهد تا به حرب كفار روند" (ص. ٣٩٩)
جلبان
" دانهاى است نزديك به ماش" (ص. ٢٣٨)
لغتنامه به نقل از تاج العروس:" خلر است و آن گياهى است شبيه به ماش"
جلد
تازيانه زدن. پوست كسى يا حيوانى را كندن.
جلواز
" سزاوار است كه بر بالاى سر قاضى جلوازى واقف باشد و جلواز كسى است كه