سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٤٢٧
شرايط آن و باللّه التوفيق.
فصل دوم، در بيان كيفيت ثبوت ارتداد و احكام مرتدان بعد از ثبوت ردت ايشان:
بدان ايّدك اللّه تعالى كه چون كسى نعوذ باللّه از موجبات ارتداد چيزى از او ظاهر شد و او در مقام انكار آن نيست ردّت او ثابت است. و اگر انكار ارتداد مىكند و كسى بر او گواهى مىدهد قبول شهادت بر ردّه مطلقا جايز است، و محتاج بتفصيل نيست، و نه بدانكه لفظ او را ياد كنند، بلكه كافى است كه گويند كه او مرتد شده يا آنكه او كافر گشته بعد از اسلام. و اگر دو گواه عدل گواهى دهند مطلقا يا مفصلا، و او گويد كه دروغ گفتهاند، يا گويد كه من مرتد نشدهام، آن تكذيب كافى نيست او را در جداشدن زوجه او از او پيش از دخول، و بر او هست كه به اسلام درآيد. و كافى نيست كه گويد رجوع كردم. و اگر گويد كه مكره بودم، پس اگر قرائن بر اكراه باشد به آنكه اسير كافران باشد يا در ميان كافران بوده باشد و از ايشان ترسيده باشد، مصّدق است بيمين. و اگر قرائن نباشد بدان وجه كه در دار الاسلام بوده باشد، يا در دار الحرب بوده باشد و محلى باشد، اين مصدق نيست، و اجرا كنند بر او حكم مرتدان. و اگر گواهان گواهى ندهند كه او مرتد شده و ليكن گواهى دهند كه او تلفظ بكلمه كفر كرده، پس او گويد كه راست گفتند و من مكره بودم، او را تصديق كنند بيمين. و حزم آن است كه تجديد اسلام كند. اين است كيفيت ثبوت ارتداد بىاختلاف.
و اما احكام مرتدين بعد از ثبوت ارتداد در مذهب حنفى؛ در كتاب «هدايه» گويد: گاهى كه مرتد شود مسلمان از اسلام، و العياذ باللّه، عرض كنند بر او اسلام، پس اگر او را شبههاى باشد آن را كشف كنند، و حبس كنند او را سه روز، اگر مسلمان شود خوب و الا بكشند او را. و اين تأجيل تا سه روز مستحب است و واجب نيست، و عرض اسلام هم واجب نيست. و كيفيت توبه او آن است كه تبرّا كند از همه دينها غير دين اسلام. و اگر تبرّا كند از آنچه منتقل شده به سوى آن كافى است، زيراكه مقصود بدان حاصل مىگردد. و اگر كسى او را