سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٥٢
نهاد، و قدم سعى در مصاف جهاد بايد گشاد. اوامر زاجره فَلْيُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ[١] را اتّباع نمائى، و فرمان واجب الاذعان قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ[٢] را به حسن مجاهده استماع فرمائى. چون اين معنى از ملهم غيب در خاطر شريف استقرار پذيرفت، ملاحظه فرمود كه با وجود آنكه اعمام نامدار و اكابر سلاطين شيبانى كه به سنّ و مرتبت سابق و فايقند، بدين امر اقدام نمىنمايند، و ابواب مقاتله با اعدا به دست مجاهده و غزا نمىگشايند، سابق گشتن در اين ميدان متعذّر، و تفرّد بدين امر عظيم الشّان بىمعاونت اخوان متعسّر است. ايامى در اين تردّد و تأمل گذشت و دواعى عالم غيب هر روز بر اقدام به دفع اعدا و توجه به جانب غزا متضاعف و متزايد مىگشت. و فى الواقع در آن اوقات توجه به جانب ماوراء النهر كه محفوف به لشكرهاى بيحساب و پادشاهان رفيع جناب بود، و واقعه عظيمه حضرت خان شهيد در آن نزديكى روى نموده، و دشمن قاتل با شوكت كامل در مقابل قائم، از اندازه مقدرت اوزبك دور مىنمود؛ و از اين جهت هيچ يك از سلاطين اين انديشه را در خاطر نمىگذرانيدند، و شاهباز عزم ايشان شكار اين مقصود را از حوصله خويش افزون مىديد.
حضرت عبيد اللّه خان از آب سيحون عبور فرموده عزم زيارت مرقد منوّر و مشهد معطّر حضرت قطب الاقطاب الواصلين، سلطان الاولياء الكاملين، المخصوص بمواهب- الكرامات من اللّه القوى، السلطان خواجه احمد يسوى قدّس اللّه سرّه فرمودند، و به زيارت آن مزار بابركات و آن مورد فيوض و نفحات از روى نيازمندى و افتقار مشرّف گشتند، و به صحبت اعمام نامدار و اقارب بااعتبار رسيده، حقيقت عزيمت ماوراء النهر را با ايشان در ميان نهادند و فرمودند كه هر كدام از اعمام و اقارب كه تصدى اين امر را قبول مىفرمايند و قدم مجاهده در راه غزاى طاقيه سرخان مىگشايند، من كمر اطاعت در ميان جان بسته در تسليم بزرگى و پادشاهى بدو سرمىافكنم، و در خيل سپاهيان
[١] -سوره نساء: آيه ٧٤.
[٢] -سوره توبه: آيه ١٤.