سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٥٣
او جهت دفع اعدا شمشير مىزنم. چون قدم در آن راه نهادن متضمّن انديشه سربرباد دادن بود، سلاطين عظام اوزبك با وجود عدّه و اسباب هيچيك راه قبولى نپيمودند، و التفاتى بدان سخن نفرمودند، بلكه به طريق تعجب اين سخن را تلقّى كردند، و در جواب آن جدّ، به استهزا و هزل درآمدند و گفتند: با وجود آنكه اعمام كرام كه به سنّ و مرتبت مقدّم و امامند، و اقدام به امثال اين امور سزاوار پيران و اكابر است، كسى كه مندرج در جمله صغار و فرزندان باشد لاف مصافزدن او را از باب گزاف است، بايد كه به مضمون فرموده كبّر الكبراء عمل نمائى، و من بعد در اين انديشه بر خاطر نگشائى، تا آن زمان كه بخت خفته بيدار گردد، و دولت برگشته يار شود، و ما را عزم توجه بدان ديار مصمّم گردد، لاشك در آن زمان ترا با خود رفيق سازيم، و بهاتفاق به انديشه كار دشمنان پردازيم.
حضرت عبيد اللّه خان چون از استعانت اعمام و اخوان مأيوس گشت و امر او در رجاء مدد از ايشان به تعنيف و تخويف معكوس شد، قطع طمع از اعانت مخلوق كرده، روى اميد به جانب لطف خالق بيچون كرد، و فرموده وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ[١] را نصب العين ديده توكل خود ساخت، و خاطر را از استعانت به غير حىّ لا يموت بازپرداخت، و معاودت به بلده مطهره يسى نمود؛ و شب بيستم محرم سنه ثمانى عشرة و تسعمائة در مزار حضرت خواجه قدّس اللّه سرّه العزيز احيا فرموده به صنوف عبادات و تضرعات اشتغال فرمود، و از راه توبه و عهد و نياز به خشوع درآمده از لطف حضرت واهب الوجود طلب اعانت و نصرت فرمود، و با حضرت حق سبحانه و تعالى عهد وثيق و ميثاق اكيد فرمود كه اگر خداوند تعالى او را توفيق ظفر بر اين طائفه طاغيه دهد، و در عزم جنگ بابر كه فرموده نصرت او را كرامت گردد، جميع عمر در كلّ امور سلطنت از احكام شرع شريف تجاوز نكند، و تمامى احكام[٢] را بر وجه شرع و فتوى اجرا كند.
[١] -سوره هود: آيه ٨٨.
[٢] -م. امور.