سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٢٠٤
و اما امراى زمان امير المؤمنين عثمان رضى اللّه عنه؛ پس امير بر كوفه كه لشكر مىفرستاد به اطراف خراسان و عراق و آذربايجان، وليد بن عقبه بود. و عثمان رضى اللّه عنه در اكثر بلاد اسلام امرا را از قوم خود بنى اميّه معين گردانيد، و ايشان مردمان به قوت و شهامت بودند. و در مصر اول عمر بن العاص بود و عثمان او را عزل كرد و عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح را امير ساخت، و ديگر او را عزل كرد و محمد ابن ابى بكر را امير ساخت. و شام به دست معاويه بود، و احنف بن قيس در خراسان، و عبد الرحمن در آذربايجان، و عبد اللّه بن عامر در فارس، و آخر به خراسان آمد.
و اما در زمان امير المؤمنين على رضى اللّه عنه؛ چون آن حضرت به كوفه (تشريف[١]) فرمود، امارت مكّه را به فضل بن عباس داد، و بصره را به عثمان بن- حنيف، و يمن را به عبيد اللّه ابن عباس، و بصره را به عبد اللّه بن عباس، و آذربايجان و فارس را به زياد بن ابى سفيان، و خراسان را به عبد اللّه بن عامر داد.
اين است ذكر امراى خلفاى راشدين كه در اين مقام بعضى را ياد كرديم تا معلوم گردد كه سنّت مستمره بود نصب خلفا اميران را در بلاد. و چون ايالت و سياست ممالك بر سلطان فرض است، و اقامت او بدين مهم در جميع اقطار دشوار بلكه متعذر، پس واجب باشد بر او كه در هر قطرى از اقطار بلاد اسلام حاكمى نصب نمايد كه آن حاكم نائب او باشد در اقامت سياست و عدل، و تقويت ضعيف.
همچنانچه بر او واجب است نصب قضات از جهت حفظ قواعد شريعت. و اگر به نفس خود تصدى آن مهمات متعلقه به قاضى تواند نمود، اصلا نصب قاضى بر او واجب نيست، زيراكه قاضى فى المعنى نايب اوست در الزام خصوم، چون الزام خصوم از منوب متصوّر باشد، چرا واجب باشد بر او نصب نايب؟ و همچنين است حكم در احتساب و غير او.
و از اينجا بيرون آمد كه امراى بلاد نواب سلطانند در اجراى احكام عدل و سياست. پس لايق باشد در امرا اوصافى كه بدان حفظ حوزه توانند نمود چنانچه در
[١] -اضافه از م.