سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٥٠
ذكر داعى بر تأليف كتاب سلوك الملوك و تفصيلى داستان محاربه حضرت خاقان جهان عبيد اللّه خان شيبانى.
بدان ايّدك اللّه كه معرفت باعث بر تأليف اين كتاب موقوف بر سماع حكايتى است كه در اينجا مذكور خواهد شد: در تاريخ سنه ست عشرة و تسعمائة حضرت خاقان جهان ظلّ اللّه الرّحمن ابو الفتح محمّد الشّيبانى خان امام الزّمان و خليفة الرّحمان انار اللّه برهانه در مرو شهد شهادت نوشيد، و از خزائن وهّاب ديّان خلعت سعادت پوشيد. بعد از واقعه آن حضرت سلاطين اوزبك در ما وراء النهر توقف نفرمودند، و به طرف تركستان رفته آنجا قيشلاميشى نمودند. و پادشاه بابر بن عمر شيخ جغتائى به امداد و معونت مرتدان طاقيه سرخ به سمرقند و بخارا درآمد و لشكر عظيم زياده از هفتاد هزار سوار از جغتائى و مغول و تركمان و لشكر بدخشان تا بلاد هندوستان همراه داشت. ستاره ارباب دين سوخته گشت و آتش بدعت طائفه ملحدين افروخته شد، در دين و دول و ملك و ملل انواع فساد و خلل روى نمود. آوازه رفض و الحاد كه هرگز از آب جيحون نگشته بود، از اوج گردون گذشت. و فساد بدعت و ارتداد كه آثار او از صدر اسلام باز بدين ديار نرسيده بود، بكمال اعتبار رسيد. رفضه طاقيه سرخ منابر مجامع ماوراء النهر را كه مرابع ظهور رضوان و رحمت بود، مواضع بروز عدوان و لعنت ساختند. و مساجد اسلام را كه معابد ارباب سنت و جماعت بود، به نشر قبايح رفض و شناعت از مراسم عبادت و طاعت بازپرداختند. و اگر نعوذ باللّه شرار آتش فتنه ايشان بالا مىگرفت و دولت ناپايدار ايشان در آن بلاد صورت بقا مىگرفت، عنقريب از مراسم ايمان آثارى و از دار اسلام ديّارى باقى نمىماند.
در آن زمستان سلاطين عظام اوزبك را به واسطه واقعه هايله حضرت خان سعيد شهيد رحمه اللّه تعالى در بلاد تركستان خواطر شريفه سمير هموم و احزان، و ضماير لطيفه قرين انواع مصائب و اشجان بود، و از فوت آن يوسف مصر خلافت اخوان را بلاد تركستان كنعان غم و ملال و بيت الاحزان همّ و كلال گشته، نه روى رحلت از آن ديار به جانب دشت و نه راه نهضت به صوب ماوراء النهر بهعزم