سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٤٣١
قال فضل اللّه بن روزبهان غفره اللّه تعالى: صاحب «هدايه حنفى» در كتاب خود گفته كه زفر و شافعى رحمه اللّه بدان رفتهاند كه اسلام صبى اسلام نيست و ارتداد او ارتداد نيست، و دليل ايشان (در اسلام)[١] اينست كه صبى تبع پدرومادر است در اسلام، پس او را اصل نسازند. و نيز لازم مىشود طفل را احكامى كه بمضرت آميخته است، پس او را اهل آن نتوان ساخت. و دليل ما آنست كه على رضى اللّه عنه اسلام آورد در ايام صبى، و تصحيح كرد حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم اسلام او را، و افتخار كردن او بدان اسلام مشهور است. و نيز صبى اعتراف بحقيقت اسلام مىكند، و آن تصديق و اقرار است با هم، زيراكه اقرار از طوع دليل بر اعتقاد است، چنانچه معلوم شده و حقايق را رد نمىتوان كرد و آنچه متعلق باشد بدان سعادت ابدى و نجات آخرت است و آن از اجلّ منافع باشد و حكم اصلى او باشد، و غير او بر او مبتنى باشد، پس باك نيست اگر بمضرتى آميخته گردد. اين است سخن صاحب «هدايه»؛ و اين نسبت كه او بشافعى كرده ظاهرا خلاف مذهب اوست و در اين نسبت مخطى است، و ما عبارت كتاب «انوار- شافعيه» كه صاحب آن جمع مسائل مفتى به كه اصل مذهب است در او كرده در اين مسأله ترجمه كنيم:
صاحب «انوار» در كتاب لقيط آورده كه اسلام شخص گاه ثابت مىشود به نفس او، و گاه ثابت مىگردد به تبعيت. اما اول پس مكلف صحيح است از او اسلام به نطق، اگر ناطق باشد و باشارت، اگر اخرس باشد. و صحيح نيست از كودك و مجنون در حكم دنيا؛ ليكن جدا سازند طفل مميز را كه باسلام درآيد از مادر و پدر و اهل او كه كافران باشند از روى استحباب، و تلطف كنند با پدر و مادرش تا ستانند او را از ايشان، پس اگر ابا كنند پدر و مادر كافر كه طفل مسلمان را بمسلمانان دهند، بجبر حائل نتوان شد. پس اگر طفل كه مسلمان شده بالغ شود، و وصف كفر كند، او را تهديد كنند. پس اگر بر آن اصرار نمايد، رد كنند او را به پدر و مادر. و اما در احكام آخرت؛ پس اگر طفل كه مسلمان شده
[١] -اضافه از م.