سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ١٨١
از آن مىكند، و فقيه باشد در چيزى كه امر بدان مىكند، و فقيه باشد در چيزى كه نهى از آن مىكند. و علما گفتهاند كه مىبايد كه محتسب نسبت به آنان كه احتساب ايشان مىكند، همچو طبيب باشد نسبت با مريض، كه طبيب را سزاوار است كه با مريض نهايت رفق و مجاملت كار فرمايد و حسن اخلاق استعمال كند و آنچه آن را بدان امر مىكند و از آن نهى مىنمايد به مثابت ادويه است كه طبيب مريض را بدان علاج كند. پس اگر او را تعريف منكرات كند بايد كه چنان تعريف كند كه طبيب مريض را تعريف كند مرض او، چنانچه گويد: تو به فلان مرض مبتلائى، بايد كه در علاج كوشى، و علاج تو اين است. و اگر او را زجر كند بايد كه بنوعى كند كه از آن غضب و نفسانيت مستفاد نگردد بلكه همچنان باشد كه طبيب زجر كند مريض را كه چرا دوا قبول نمىكنى؟ و اگر او را ضرب كند بايد كه در آن ضرب قصد ايذاء او نكند بلكه همچنان باشد كه طبيب مريضى را كه صاحب سكته باشد ضرب كند تا حركت در او پيدا شود و نفس از جهت حركت متنبّه گردد و عوارض كه موانع حس و حركت است برطرف شود. اين است مراد از حسن خلق و رفق كه محتسب را در نهى منكرات بايد كرد.
چهارم صبر بر آن چيزى كه پيش مىآيد محتسب را از نوايب و زحمات ارباب منكرات، و حق تعالى در قرآن مىفرمايد: وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ.[١] يعنى امر كن به معروف و نهى كن از منكر و صبر كن بر آنچه به تو رسد در امر معروف و نهى منكر كه آن صبر از عزم امور است يعنى صبر از عزيمتهاست يا امر معروف و نهى منكر بر صبر از عزم امور است.
پنجم[٢] قطع طمع از خلائق، و محتسب بايد كه در امر معروف و نهى منكر اصلا او را شايبه طمع از مال يا بضعى نباشد. زيرا كه بر تقدير طمع، اخلاص از عمل او دور مىگردد و قول او مقبول و مرضى نيست. اين است آداب محتسب كه ذكر
[١] -سوره لقمان: آيه ١٧.
[٢] -م. اضافه دارد: تقليل علايق و.