سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ١٩٣
متعلقه به آدمى را در عبادات و غير آن بر حسب اماكن تفصيل كنيم تا آسان باشد محتسب را نهى از آن ان شاء اللّه تعالى.
نوع دوم آنچه متعلق به حقوق اللّه و حقوق الناس است بر حسب اماكن:
اما منكرات مساجد همچو نماز نادرست گزاردن، پس اگر محتسب كسى را بيند كه نماز را تمام نمىگزارد او را نهى كند، و همچنين نهى كند كسى را كه قرآن به لحن خواند و او را تلقين كند كه چگونه خواند تا صحيح باشد. و آن كسى كه در قراءت قرآن لحن بسيار مىكند اگر قادر است بر تعلّم بايد كه امتناع نمايد از قراءت، پس اگر پيش از تعلّم بخواند عاصى گردد. و اگر زبان او مطاوعت او نمىكند، پس اگر اكثر آنچه مىخواند لحن است، بايد كه ترك كند و مشغول به تعلم فاتحة الكتاب گردد، و تصحيح آن نمايد. و اگر اكثر قراءت او صحيح باشد و قادر بر تسويه نباشد باكى نيست اگر قراءت كند، و ليكن آواز را خفض كند يعنى برندارد تا غير او نشنود.
و همچنين بايد كه محتسبان نهى كنند مؤذّنان را از بسيار دراز كشيدن مدّها، و منحرف شدن از صوب قبله به تمامى سينه در وقت اذان كه حيعلتين گويد.
و همچنين نهى كند از آن كه مؤذنان منفرد شوند به اذان بىآنكه توقف نمايند تا ديگرى تمام كند. اين مجموع منكرات است كه محتسب را تعريف بايد كرد.
و اگر از معرفت صادر شود نهى بايد كرد. و اگر خطيب جامه سياه پوشد كه غالب باشد بر آن ابريشم، يا شمشيرى گيرد كه به طلا آرايش كرده باشند، او فاسق گردد و انكار برو واجب باشد. و مجّرد سياه پوشيدن مكروه نيست، ليكن مستحب نيست. و آن كسى كه گفت كه بدعت است مراد او آن است كه در صدر اول نبوده، اما چون نهى از آن وارد نشده سزاوار نيست كه او را بدعت و مكروه شمارند و ليكن ترك آن احبّ است.
و واجب است منع واعظ مبتدع و قصهخوان كاذب در اخبار، و جايز نيست حضور مجلس ايشان الّا از براى منع. و هرگاه كه كلام واعظ مايل به رجا باشد و مردمان را بر معاصى جرى سازد و تكيه بر عفو كنند و خوف ايشان كم گردد،