سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٢٥١
سخن «كفايه». و از نقول مذكوره در كتاب «عنوان الافتا» چنان معلوم مىگردد كه فتوى بر آن است كه وجوب او على الفور است.
و اما در مذهب شافعى رحمه اللّه وجوب زكات على الفور است. در «انوار- شافعيه» گويد كه واجب است اداء زكات بعد از تمكن على الفور، يا بنفس خود يا بوكيل يا بصرف بامام، و آن اولى است اگر عادل باشد، و اول اولى است اگر عادل نباشد. اين است حكم وجوب زكات.
و اما نيّت در مذهب حنفى؛ در «هدايه» گويد: و جايز نيست الّا به نيتى كه مقارن ادا باشد يا مقارن به بيرون كردن مقدار واجب باشد، و اگر تصدّق كند جميع مال خود را و نيّت زكات نكند ساقط مىشود فرض زكات از او از روى استحسان. اين است سخن «هدايه».
و اما نيّت زكات در مذهب شافعى؛ در «انوار شافعيّه» گويد كه در اداى زكات واجب است نيّت بدل، و واجب نيست لفظ او اصلا، و اگر بدهد بىنيّت واقع نمىشود از فرض او، و اگرچه فراموش كرده باشد. و كيفيت نيّت آن است كه گويد كه اين فرض زكات مال من است، يا زكات مال من است، يا فرض صدقه مال من است. و واجب است بر سلطان كه نيّت كند در زكات مال ممتنع، و نيّت سلطان قايم مقام نيّت او مىگردد. و اگر بسلطان دهد زكات خود را طايع، يا بوكيل دهد، پس اگر وقت دادن نيّت كرده كافى است. و محتاج نيست به نيت سلطان و وكيل نزد تفريق. و اگر دافع ترك نيّت كند، و سلطان و وكيل نيّت كنند كافى نيست. و اگر كسى را وكيل سازد در نيّت و تفريق، هر دو جايز است.
اين است نقل «انوار».
اما كيفيت فراگرفتن سلطان يا امام زكات را از كسى كه بر او واجب شده، بايد دانست كه كسى كه زكات بر او واجب گشت حال او از دو بيرون نيست:
يا آن است كه او در دادن زكات مال ممتنع است از ادا يا نى؛ اگر ممتنع است از ادا، بر امام و سلطان واجب است كه زكات را از او گيرند، و اگر تقصير كنند بعد از قدرت بر او در آن مقصر باشند و آثم گردند. و اگر ممتنع نيست از ادا ليكن بحيثيتى