سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٢١٤
و اين فقير در سنه ست و ثمانين و ثمانماية در دار الاسلام مصر معظمه با سلطان الملك الاشرف قايتباى ملك مصر رحمه اللّه عليه مصاحب بودم، و او در آن وقت مدت سى سال بود كه در مصر پادشاه بود، و بغايت سيرت پسنديده داشت، و اكثر شبها بيدار بودى و به نماز و قراءت قرآن اشتغال داشت و چون نماز صبح گذاردى اول كسى كه پيش او درآمدى عسس مصر بودى، و هيچ كس را پيش از او بار ندادى، تا عسس واقعات شب را با او حكايت كردى و هر شر و فسادى كه در شب واقع شده بودى به عرض سلطان رسانيدى، و سلطان آن را به تدبيرات صائبه دفع كردى، و امضاى احكام عسس كردى، و آنچه به والى مظالم رفع بايستى كرد، فرمودى و آنچه به قاضى بايستى رسانيدن فرمودى تا رسانند، چون مهمات عسس احتياط كردى و دفع فسادات شب بنمودى به ديگر مهمات اشتغال نمودى. و سزاوار به سلطان آن است كه همچنين عمل كند تا اهل فساد اهتمام سلطان را در دفع فساد بدانند، و ترك فساد كنند. اين است احكام متعلقه به تعيين عسس.
اكنون بيان ولايت مظالم و اوصاف و شروط و اعمال والى مظالم بنمايم ان شاء اللّه تعالى و به التوفيق.
فصل سيوم، در بيان نصب سلطان والى مظالم را و تعريف او و شروط و اوصاف و اعمال او.
بدان ايدك اللّه تعالى كه اهمّ امور مسلمانان ردّ مظالم بندگان خداست. و حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم فرمود هركس كه او را مظلمهاى بر گردن باشد از برادر خود، بايد كه از او نحلى جويد، پيش از آن كه هيچ دينارى و درهمى نباشد كه بدان بحلى توان جست. پس اگر اين كس را عملى صالح باشد از او بستانند، و به صاحب مظلمه دهند، و اگر نباشد مظالم صاحب مظلمه را بردارند، و بر آن كس نهند كه مظلمه او در گردن دارد. و ديگر اخبار صحاح وارد شده در تعظيم و تهويل امر مظلمه. و بايد دانست كه مظالم عباد به توبه طهارت از آن حاصل نمىآيد، و غير ردّ آن چاره ديگر نيست. و از اينجاست كه