سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٣٨٠
است بر دو قول. بعضى گويند باقى نيست و در زمان حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه- و سلم مرفوع شد. و اصحّ آن است كه باقيست. و در تعيين وقت آن خلاف است كه در وقت معين از روز جمعه است يا آن را وقتى معين نيست؟ جماعتى مىگويند:
وقت او معين است، و اختلاف كردهاند در بيان آنوقت بريازده قول، و ارجح اقوال آن است كه بعد از نماز عصر هست.
و عادت آن حضرت چنان بود كه چون خطبه خواندى آواز را بلند كردى بحدى كه چشمان مباركش سرخ شدى. و خطبه را كوتاه خواندى، و نماز را دراز گزاردى. و در خطبه قواعد اسلام را بيان فرمودى، و مهمات دين را تعليم كردى.
و اگر در اثناى خطبه حاجتى عارض شدى يا سايلى سؤال كردى، قطع كردى سخن را، و حاجت را بگزاردى، و آنگاه خطبه را تمام كردى. و اگر درويشى يا محتاجى در ميان جمع بديدى، حاضران را امر فرمودى بتصدّق و تحريض كردى بدادن. و بانگشت شهادت اشارت كردى چون نام خدايتعالى ياد كردى. و چون جماعت تمام حاضر شدندى براى خطبه بيرون آمدى تنها و خادمى يا حاجبى پيش او نبودى. و طيلسان و طرّجه و جامه سياه و امثال ملابس معتاد نبودى. و چون بمسجد درآمدى مر حاضران را سلام كردى، و چون بمنبر برآمدى روى بسوى حاضران آوردى، و ديگربار سلام كردى، آنگاه بنشستى و بلال رضى اللّه عنه شروع در اذان كردى، چون فارغ شدى برخواستى و خطبه كردى بىفاصله ميان اذان و خطبه، و شمشير در دست نگرفتى بلكه اعتماد بر كمانى يا عصائى كردى. و اين پيش از آن بود كه منبر ساختند، اما بعد از اتخاذ منبر محفوظ نيست كه بر چيزى اعتماد كرد، نه عصا و نه غير آن. و در ميان هردو خطبه لحظهاى بنشستى، چون از خطبه دوم فارغ شدى، بلال رضى اللّه عنه اقامت گفتى، در حالت خطبه مردمان را به نزديك شدن و بخاموشى امر كردى. و چون بلال از اذان فارغ شدى، پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم شروع در خطبه كردى، و كسى به سنت گزاردن برنخاستى. و بعضى از علما كه به سنت جمعه قائل شدهاند قياس بر ظهر كردهاند.
و اثبات سنن بقياس جايز نيست. اما بعد از جمعه چون بمنزل بازگشتى چهار