سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٢٧١
اين است سخن «محيط».
و اما آب خراج، در «محيط» گفته كه آب خراج آب چاههائى است كه فرو برده باشند در زمين خراج، و آب چشمههائى كه ظاهر شود در زمين خراج، و آب نهرهائى كه حفر كردهاند آن را اعاجم، همچو نهر يزد جرد و نهر ملك و امثال آن، زيرا كه اين واديها در دست اهل كفر بوده و در دست ما درآمده، پس حكم غنيمت گرفته.
و هم در «محيط» روايت كرده از امام محمد رحمه اللّه كه او گفته: زمين عرب تمامى عشرى است. و آن از عذيب است تا بمكّه و عدن ابين تا به مهره در اقصى يمن. و سزاوار آن بودى كه زمين مكّه خراجى بودى، زيرا كه حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم او را بقهر و زور فتح كرد، و هر زمينى كه آن را بزور فتح كنند خراجى است، و اگرچه اهل او بطوع و رغبت مسلمان گردند بعد از آن همچو زمينهاى عجم، و زمينهاى عرب گاهى كه اهل او از اهل كتاب باشند و آن بقهر و زور فتح شود. ليكن ما زمين مكّه را عشرى مىگوئيم جهت اتبّاع فعل پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم زيرا كه حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم مكّه را عنوة فتح كرد، و اهل او مسلمان شدند، و مكّه را بديشان بازگذاشت، و عشر را وظيفه ايشان ساخت. و همچنين است حكم هر زمينى كه عنوة مفتوح شود كه آن عشرى است.
و اما آب عشرى آن آبى است كه بيرون آيد از چاهى كه آن را در زمين عشر حفر كرده باشند، و آب چشمه كه در زمين عشر ظاهر گردد. و اما هرگاه كه زمين عشرى باشد آبى كه از او پيدا گردد هم آب عشرى خواهد بود، از جهت آنكه آب تابع زمين است. و همچنين آب باران و آب درياهاى بزرگ عشرى است. و اما آب سيحون و جيحون و دجله و فرات بر قول ابو يوسف رحمه اللّه خراجى است، و بر قول محمد عشرى. و امام محمد در اوّل كتاب «عشر و خراج» ذكر كرده كه آن خراجى است. و همچنين روايت كردهاند از ابو يوسف رحمه اللّه در «نوادر». و از محمد هم روايت كردهاند كه او گفته عشرى است. پس شايد كه آنچه از او نقل