سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٢٣٨
عشر نيست در رياحين و حنا و گل و وسمه. و ابو يوسف رحمه اللّه در حنا عشر واجب گردانيده زيرا كه آن را مىكوبند و سالها نگاه مىدارند. و در «مبسوط» ياد كرده كه عشر در وسمه واجب است نزد امامين هردو.
و در كتاب «منتقى» آورده كه ابراهيم بن هراسه گفته: از امام محمد سؤال كردم كه زمين عشرى در او درختى باشد كه ميوه نداشته باشد، همچو درخت توت و بيد؟ گفت: عشر در او نيست. و بعضى مشايخ ما رحمه اللّه گفتهاند كه هر گاه كه استنما كند زمين خود را بقوايم درخت بيد يا نى و آنچه بدان ماند و هرساله آن را قطع كنند و فروشند واجب گردد در او عشر. و امام ابو يوسف رحمه اللّه گفته:
آلوئى كه آن را خشك مىكنند، او بمنزله مويز است، و در او عشر واجب است.
و همچنين است عنّاب و هيچ عشر نيست در شفتالو و سيب و امرود و آلو و بهى و زردآلو، و ترنجبين هرگاه كه بر خار افتد در زمين كسى كه گفتهاند كه در او عشر هست. و بعضى گويند كه نيست، زيراكه آن باتفاقى مىافتد در زمين، و زمين را از براى آن مهيا نكردهاند. و از اينجاست اگر ترنجبين بر درخت افتد، عشر در او نيست. اين است سخن «عنوان الافتا». اما فرق ميان زمين عشرى و خراجى و آب عشرى و خراجى در باب عشر و خراج مذكور گردد انشاء اللّه تعالى.
اما زكات زرع و ثمار در مذهب شافعى؛ در «انوار شافعيه» گويد: صنف دوم از اصناف اموال زكوى نبات است، و او را شرطهاست: اول آنكه آن نبات قوت گردد به اختيار همچو گندم و جو و برنج و ارزن و ذرت و نخود و عدس و باقلا و ماش و لوبيا و جلبان- كه دانهاى است نزديك به ماش از حبوب- و انگور، و رطب از ميوهها. پس آنچه قوت نگردد باختيار، همچو حلبه و كنجد و شونيز و رازيانج و كرويا و زيره و كشنيز و شهدانه و خرپزه و خيار و انجير و امرود و زردآلو و آلو و بهى و شفتالو و سيب و انار و جوز و بادام و ترب و سلق و شلجم و جزر و قسط و بادنجان و نيشكر و پنبه و صنوبر و چنار و زيت و زعفران و ورس و عسل و دوشاب و سركه و عصفر و دانه او و بقول و دانههاى ايشان، زكات در اين جمله واجب نمىگردد.)