سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٨٨
است مستولى شود بر بلاد اسلام- و او را سلطان گويند- در عرف فقها بر او ده چيز واجب است، از آن حيثيت كه امام است يا سلطان.
واجب اول بر امام يا سلطان آن است كه حفظ دين نمايد بر اصول آنكه مستقر و معين شده، و آنچيزى كه اجتماع كردهاند بر او سلف امّت.
واجب دوم آن كه انفاذ كند احكام خود را در ميان جماعتها كه در منازعت باشند، و قطع خصومات ايشان كند تا عدالت او عام شود ميان مسلمانان.
واجب سيوم آن كه حمايت بيضه اسلام كند و دشمنان را از حريم ممالك اسلام براند، تا مسلمانان را تصرف در معايش و ارزاق آسان گردد، و در سفرها تردّد به امن توانند نمود.
واجب چهارم آنكه اقامت حدود كند تا محارم حضرت حق سبحانه و تعالى محفوظ و محروس ماند.
واجب پنجم آنكه محكم گرداند مداخل كفّار را به بلاد اسلام- كه آن را ثغور گويند- و مردمان قوى را بر ممالكى كه مظنّه دخول كفار باشد نصب كند، تا آن را نيكو محافظت نمايند.
واجب ششم آنكه مجاهده كند با كسى كه معاندت مىنمايد با اسلام بعد از آنكه دعوت كند ايشان را تا آن زمان كه تسليم شوند، يا مصالحت كند با ايشان.
واجب هفتم آنكه جمع گرداند مال فىء و صدقات و خمس غنايم را.
واجب هشتم آن كه تقدير كند عطاى مستحق در بيت المال، بىاسراف و بىتقتير يعنى به اندازه دهد، زيادت نگرداند و كم ندهد.
واجب نهم آنكه طلب كفايت مهمّات ممالك به امينان نمايد و تفويض مهامّ شرعيه مثل وزارت و امارت و قضا و احتساب به مردمان نمايد كه ايشان را ناصح و امين داند.
واجب دهم آنكه بنفس خود مباشرت كند اطلاع بر امور را، و تفحّص احوال همه طوائف نمايد، تا منتهض شود از براى سياست ائمه و حراست امّت.