سلوك الملوك - ابن روزبهان، فضلالله - الصفحة ٧٩
كسى نباشد كه در او شرايط موجود باشد، والى سازند كسى را كه مستجمع شرايط باشد از عجم. و مراد از عجم اينجا مقابل عرب است، پس ترك داخل عجم باشد. و اگر دو كس يافت شوند؛ عالمى فاسق و جاهلى عادل، جاهل عادل اولى است به امامت. و شرط نيست كه امام معصوم باشد، و نه آن كه قريش هاشمى باشد، خلاف مر روافض را.
امام ابو حفص نسفى رحمه اللّه در «مجمع العلوم» گويد: «سزاوار آن است كه امام ظاهر باشد نه پوشيده، چنانچه شيعه گويند كه او مختفى و منتظر است، و بايد كه از قريش باشد، و جايز نيست از غير ايشان، و مخصوص نيست به اولاد هاشم و نه به اولاد على، و شرط نيست كه امام معصوم باشد و نه آنكه افضل اهل زمان خود باشد. و شرط است كه از اهل ولايت باشد، و سايس باشد، يعنى صاحب سياست باشد، و قادر بر تنفيذ احكام باشد، و حفظ حدود دار اسلام نمايد، و انصاف مظلوم از ظالم ستاند. و منعزل نمىگردد امام به فسق» اين است سخن نسفى.
و در علم اصول كلام گفتهاند به مجرّد آن كه اين اوصاف در كسى جمع شود امام نيست تا آن زمانكه او را به امامت نصب كنند، و اهل حلّ و عقد با او بيعت كنند. و طرق انعقاد امامت چهار است:
اول اجماع مسلمانان بر امامت او و بيعت اهل حلّ و عقد از علما و قضات و رؤسا و ساير وجوه مردم كه حضور ايشان ميسر باشد. و شرط نيست اتفاق اهل حلّ و عقد در ساير بلاد، بلكه هرگاه كه خبر به اهل بلاد بعيده رسد، لازم است ايشان را موافقت و متابعت. و متعيّن نيست از براى اعتبار امامت عددى از مردم كه بيعت كنند، بلكه شرط نيست عدد تا غايتى كه اگر متعلق شود حلّ و عقد به يك كس كه مطاع باشد در ميان مردم، كافى است كه او بيعت كند تنها از براى انعقاد امامت. و شرط است كه آن جماعت كه بيعت مىكنند به صفات شهود باشند.
و شرط است كه قبول كند آن كسى كه او را امام مىسازند و بيعت او مىكنند آن بيعت را، و اگر امتناع نمايد از قبول، او را اجبار نتوان كرد، مگر آنكه متعيّن